|
موسیقی راک "اند" رول ، هوی متال و ترش متال ، پانک راک ، پروگرسیو و سایکلدیک راک ،
|
گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است
با ریشه چه می کنید؟
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟
گیرم که می کشید
گیرم که می برید
گیرم که می زنید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید!
(خسرو گلسرخی)
از دیدن چهره ی غمگین و سرخورده ی مردم توی تاکسی و مترو و اتوبوس و خیابون
خسته شدم ! سکوت بلندتر از هر فریادی است !
این روزها مردم با نگاه هاشون با هم حرف میزنند !
نمی دونم ما هنوز "مردم" هستیم یا نه ؟!
ما بازی خوردیم ! ماهارو بازی دادند ! البته نه فقط ما !
اول فکر می کردم ما خیلی بدبختیم ولی توی این چند روزه فهمیدم که از ما بدبخت تر هم هست !
بدبخت تر از ما اون بــســـیــجــی ها یا لـــبــــاس شخصی ها هستند که به ما شلیک می کنند ! به برادرانشون ! به خواهرانشون ! به همسایه هاشون ! به هموطنانشون ! خوشحالم که از ما بدبخت تر هم هست.
این پست تقدیم به تمام کسانی که در این کشور اندیشه ای روشن و آزاد دارند !
این پست تقدیم به تمام اون هایی که تنشون کبود و کوفته شده از ضربه های باتوم دشمن است.
این نوشته تقدیم به همه ی اون هایی که گلو هاشون رو کاتر های لباس شخصی ها برید !
این پست تقدیم به نـــدا ! چه ناجوانمردانه گلوله ی داغ سربی مزدوران سینه ات رو شکافت!
نـــدا جان ! خواهرم ٬ ما رو ببخش ! عزیزم ما رو ببخش !
کوچه ها باریکند ، دکانها بستست
خونه ها تاریکند ، تاقها شکستست
از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده میبرند کوچه به کوچه
نگاه کن مرده ها به مرده نمیرن
حتی به شمع جون سپرده نمیرن
شکل فانوسین که اگه خاموشه
واسه نفت نیست هنوز یه عالم نفت توشه
جماعت من دیگه حوصله ندارم
به خوب و امید و از بد گله ندارم
گرچه از دیگرون فاصله ندارم
کاری با کار این قافله ندارم
کوچه ها باریکند، دکانها بستست
خونه ها تاریکند، تاقها شکستست
از صدا افتاده تار و کمونچه
مرده میبرند کوچه به کوچه
******************************************************
خون در برابر خون
!

همانا که آمد شما را خبـــــــــــر؟ ** که ما را چه آمـــد ز اختر به سر؟
از این مارخوار اهرمن چهرگان ** ز دانـایـی و شــــرم بی بهرگـــان
ازاین زاغ ساران بد آب ورنگ ** نه هوش ونه دانش نه نام ونه ننگ
ز پیمـــان بگردند و از راستـــی ** گرامی شود کــــژی و کـــا ستــی
شود خوارهرکس که بود ارجمند ** فرومایه را بــخــت گردد بــلـــنـــد
پراکنده گردد بــــــــدی در جهان** گزند آشــــــکار و خوبی نهــــان
نشان شــب تیــــره آمـد پــــدیــــد ** همی روشنــایی بخواهد پــــریــــد
شود بنده بی هنر شهــــــریــــــار ** نــژاد و بـــزرگـــی نیاید به کـــار
زیان کســـان از پی سود خویــش ** بجویـنـد و دین اندر آرند پـــیـــش
بریزند خـــــــــون از پی خواسته ** شـــود روزگـــار مهـان کاســتـــه
ز شیر شـتــر خوردن و سوسـمار ** عرب را به جایی رسید ست کـــار
که تـــــــــاج کیـــانــــی کند آرزو ** تفو بر تو ای چرخ گردون تفـــــو
پر از درد دیدم دل پارســـــــــــــا ** که اندر جهــــان دیو بود پادشــــا
نمانیم کین بوم ویـــــــــــران کنند ** همی غارت از شهر ایـــــران کنند
نخوانند بر ما کسی آفـــــــــــرین ** چو ویران بود بوم ایــــران زمیــن
دریغ است که ایران ویران شود ** کنام پلنگـــــــــان وشیــــــران شود
همه سر به سر تن به کشتن دهیم ** از آن به که ایــــران به دشمن دهیم
چو ایران مباشد تن من مبــــــــاد ** در این مرز و بوم زنده یک تن مباد
پاینده فردوسی
پاینده ایران
زنده باد آزادی
چیزنوشت : دوستان به دلیل مشکلات فراوان مدت کوتاهی نیستم ٬ قسمت نظرات رو بستم ولی به همتون سر میزنم !
سپاس دوستان
دین / مذهب : آتـــــئـــــــیــسـت ـ ( Ath e ist )
محکومیت ها / سوابق بازداشت :
(indecent exposure) عریان شدن در مکان عمومی ( Jacksonville, FL 27-Dec-1994 )
عریان ساختن بدن در اماکن عمومی ( Rome, Italy Feb-2001 )
(battery) ضرب و جرح ( Minneapolis, MN Oct-2000, acquitted )
(sexual battery) آزار و اذیت جنسی (clarkston, mi 30-jul-2001, charge dropped )
(disorderly conduct) بر هم زدن نظم اجتمایی و آشوب گری (Clarkston, MI 30-Jul-2001)
استفاده از دراگز / محرک ها و مخدر ها : کــوکـایــیـن ـ ماریـــجو آ نــا به صورت مقطعی
حضور در فیلم های سینمایی :
(Rise: Blood Hunter (28-Apr-2007
( The Heart Is Deceitful Above All Things (15-May-2004
( Party Monster (18-Jan-2003
( Bowling for Columbine (15-May-2002) Himself
( Jawbreaker (30-Jan-1999
( Closure (25-Nov-1997) Himself
( Lost Highway (21-Feb-1997
شایعات ساخته شده در موردش که مختص ایرانی ها هم هست :
۱.پیوند زدن چشم یه سگ به چشم خودشه !!! (--:
۲. برداشتن ۲تا از دنده های سینه اش برای اینکه دیگه منت هر کس و نا کسی رو نکشه و خودش یه SU-CK-ER باشه !!! (--:
۳.و اینکه از خواهر یا مادرش بچه داره !!!
واقعا این چرندیات رو باور میکنید ؟ همش شایعه است. و دقیقا شایعاتی هست که از مخ ناقص ایرانی ها سرچشمه گرفته !
توضیحات : دیگه همتون میدونید اسم مستعارش رو از کجا آورده !! علاقه زیادی به انجام کارهایی مثل : داستان و شعر نوشتن ، خواندن، کارتون اسکو بی دو، عروسک، میمون، رنگ سیاه، فلسفه، نیچه، جنگ ستارگان، شکلات،شهرت،نقاشی داره !
کلکسیون اعضای مصنوعی پزشکی جمع آوری میکنه ٬ به حیوانات هم علاقه مند هست.
تحت تاثیر بند ها و افراد زیر بوده :
The Doors
David Bowie
Beatles
Kiss
Iggy Pop
Cult
Alice Cooper
Black Sabbath
Pixies
این ترجمه ی یکی از بهترین آهنگ های M-M هست ! 
disposable teens
And Im a black rainbow
And Im an ape of god
I got a face thats made for violence and porn
Im a teen distortion
Survived abortion
A rebel from the waist down
و من یک رنگین کمان سیاهم
یکی از بوزینه های خدا
چهره ای دارم که برای خشونت , ساخته شده !
یه نوجوان تحریف شده !
نجات یافته از سقط جنین !
یاغی اییه که از یه پایین تنه افتاده !
I wanna thank you mom
I wanna thank you dad
For bringing this fucking world
To a bitter end
I never really hated a one true god
But the God of the people I hated
ازت ممنونم مادر !
ازت ممنونم پدر !
برای اینکه این دنیای لعنتی رو به این پایان تلخ رسوندین
من هرگز از اون خدای واقعی متنفر نبودم
اما از خدای این مردم متنفرم
You said you wanted evolution
The ape was a great big hit
You say you want a revolution, man
And I say that youre full of shit
تو گفتی که تکامل میخوای
برای بوزینه یه حرکت بزرگ و عالیه
تو گفتی که یک تحول میخوای٬ مرد !
و من میگم که تو پر از کثافتی !
Were disposable teens
Were disposable teens
ما نوجوانان بدرد نخوریم
ما نوجوانان یکبار مصرفیم
The more that you fear us
The bigger we get
The more that you fear us
The bigger we get
And dont be surprised, dont be surprised
Dont be surprised when we destroy all of it
و هر چقدر که مارو بیشتر بترسونید
ما بزرگتر می شیم
هر چقدر که مارو بیشتر بترسونید
ما بزرگتر می شیم
نه ! تعجب نکنید ! تعجب نکنید
وقتی که ما تمامش رو نابود کردیم
لینک دانلود :
www.4shared.com/file/101981371/f02ada83/DISPOSABLE_TEENS.html
بنام آزادی
درود دوستان
این پست قرار بود درباره نزدیکی افکار چاک شلدینر به اندیشه های صادق هدایت باشه ! به خودم گفتم اولین پست توی بهار میگذارم بهتره فضای دیگه ای داشته باشه پس از اون پست صرف نظر کردم !
این پست مربوط میشه به ترجمه یکی از آهنگ های دیوید گیلمور از یکی از آلبومهای شخصی اش ٬
فکر می کنم دیوید گیلمور نیازی به معرفی نداره ٬ میدونم که توی خیلی از وبلاگ ها و سایت های پارسی زبان بیوگرافی و شرح زندگی و فعالیت گیلمور رو در گروه افسانه ای پینک فلوید خواندید با این حال یک بیوگرافی مختصر ازش قرار میدم.
نام : دیوید جان گیلمور ( David Jon Gilmour )
متولد: ۶ مارچ ۱۹۴۶
محل تولد : انگلستان٬لندن٬ گرنچستر ( Grantchester Meadows, Cambridge, England )
فعالیت : گیتاریست و آهنگساز ٬ خواننده و ترانه سرا
تحصیلات :دانشگاه هنر و تکنولوژی کمبریج ( cambridgeshire college of arts and technology )
بیماری جسمی : ـــــــ
بیماری روحی : ـــــــ
اعتیاد / مواد مصرفی : گیلمور اعتیاد به مواد نداشته ٬فقط بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ کمی LSD* مصرف می کرده.
آلبوم های شخصی :
David Gilmour 1978
About Face.1984
On an Island 2006
در سال ۲۰۰۳ مجله رولینگ استونز اقدام به انتخاب ۱۰۰ گیتاریست برتر کرد که دیوید گیلمور در رتبه
۸۲ قرار گرفته بود در حالی که کرت کوبین در رتبه ۱۱ قرار داشت.سر همین جریانات هم جناب آقای زک وایلد (ع) یه حال درست و حسابی به این مجله داد !
چندین سال پیش دیوید گیلمور مفتخر به دریافت لقب "سر" از طرف خانواده سلطنتی انگلستان شد!
وقتی صحبت از دیوید گیلمور به میان میاد ناخودآگاه و ناخواسته به یاد پینک فلوید می افتیم ! طرفدارهای پینک رو میشه به چهار دسته تقسیم کرد :
۱.اون هایی که اعتقاد دارند پینک فلوید بدون گیلمور و راجر پینک فلوید نیست !
۲. اون هایی که به پینک فلوید زمان سید برت اعتقاد و علاقه دارند !
۳.طرفدارای خاص گیلمور که سلیقه گیلموری دارند و لحن و آهنگسازی و ترانه سرایی گیلمور رو بعد از جدایی راجر واترز با نام پینک فلوید پذیرفته اند.
۴.طرفدارهای دو آتیشه ی راجر واترز که میگند مغز متفکر پینک راجر بوده و اصلا پینک فلوید یعنی راجر واترز
من با اینکه جز دسته ۲ و ۴ هستم ولی نمی تونم از سولو های جاودانه ای که دیوید برای آهنگ های پینک فلوید نوشته بگذرم ! واقعا نمیشه قدرت نوازندگی و آهنگسازی دیوید گیلمور رو نادیده گرفت ٬
دیوید تبحر خاصی در حسی زدن قطعات داره ٬کمتر کسی میتونه با حس دیوید سولو هاش رو بزنه !
البته می تونم بگم که من این ۳ تا آلبوم شخصی گیلمور رو به دقت گوش کردم ! به نظر من در حد یه اثر معمولی بود ! چیز خاصی توش پیدا نکردم !
اما در آلبوم On an Island که در سال ۲۰۰۶ به بازار اومد آهنگ زیبایی با همین نام آلبوم وجود داره که ترجمه اش رو در پایین قرار میدم !

on an island
در یک جزیره
Remember that night
White steps in the moonlight
They walked here too
Through empty playground, this ghosts' town
Children again, on rusting swings getting higher
Sharing a dream, on an island, it felt right
اون شب رو به یاد بیار
قدم های سپید در مهتاب رو
انها هم قدم میزدند در این زمینهای خالی بازی...در این شهر روح
کودکان دوباره ٬ تاب می خورند و بالاتر میروند
رویایی را با هم شریک میشوند
در جزیره ای...احساس خوبی داره
We lay side by side
Between the moon and the tide
Mapping the stars for a while
Let the night surround you
We're halfway to the stars
Ebb and flow
Let it go
Feel her warmth beside you
ما در کنار هم خوابیدیم
میان ماه و جزر و مد
نقشه ی ستارگان را برای مدتی مجسم میکنیم
اجازه بده شب تو را فرا بگیرد
ما در نیمه ی راه رسیدن به ستارگانیم
جزر و مد
اجازه بده رشد کند..گرماش رو در کنارت حس کن
Remember that night
The warmth and the laughter
Candles burned
Though the church was deserted
At dawn we went down through empty streets to the harbour
Dreamers may leave, but they're here ever after
اون شب را به خاطر بیار
ان شور و خنده ها رو
شمعها می سوزند در میان کلیسایی که متروکه
در زمان غروب ما در جاده های خلوت به سوی بندر میرویم
خیالبافها ممکن است که ترک کنند...ولی اونها همیشه اینجا خواهند بود
Let the night surround you
We're halfway to the stars
Ebb and flow
Let it go
Feel her warmth beside you
اجازه بده شب تو را فرا بگیرد
ما در نیمه ی راه رسیدن به ستارگانیم
جزر و مد
اجازه بده رشد کند..گرماش رو در کنارت حس کن
این آهنگ یکی از بهترین های گیلمور هست .. هارمونی های وکالز فوق العاده است٬ تغییر نا محسوس تونالیته نشان دهنده زیرکی و پخته بودن دیوید در امر آهنگسازی داره ٬ و آخرین نکته : مثل همیشه دیوید با انگشت های جادوایش و حسی که مختص خودش هست ما رو بالا میبره !!!
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
LSD* = داروی روان گردان ـ مخدرـ
ال اس دى (تركيب بلورين به فرمول 2(C2H5 C15H15 N2CON) كه در روانپزشكي نیز كار برد دارد
زادروز اشو زرتشت ٬
پیر خردگرا ٬
بر تمامی ایرانیان آریایی خجسته باد !

برای مادرمان " زمین "
بدونیم این فقط ما نیستیم که زنده ایم ٬ اینقدر خودخواه نباشیم ٬ برای حیوانات ٬ گل ها ٬ درختان ٬
کوه ها و در مجموع طبیعت ارزش قائل باشیم ٬ یعنی انسان به جز کشتن حیوانات و قطع کردن درختان
و آلوده کردن رودخانه ها و دریا ها کار دیگه ای بلد نیست ؟ با از بین بردن همه این ها ما خودمون رو نابود میکنیم ٬ انسان امروزی در کمال دقت و با پشتکار سعی در نابودی خودش داره٬
ایجاد گازهای گلخانه ای٬ کشتن حیوانات مختلف برای خوراک یا لباس و تفریح ٬ ورود نفت و مواد شیمیایی به رودخانه ها و سرانجام دریاها٬ همه این ها در آخر موجب نابودی خود انسان میشه.
درخت یکی از تاثیر گذارترین عوامل طبیعت برای بقا موجودات بر روی زمین است. مردمان در زمان های دور و کهن به فایده های درخت پی برده بودند ٬ از میوه گرفته تا برگ و چوب و شاخه های درختان استفاده می کردند ٬
در آیین سپید زرتشت بر احترام گذاشتن و مراقبت و نگهداری درختان تاکید بسیاری شده است.
در کتاب اوستا (کتاب مقدس ایرانیان) بنا بر گفته های اشو زرتشت انسان و درختان به مانند برادران یکدیگرند. قطع درختان کرداری زشت و اهریمنی محسوب می شده است.
در میان ایرانیان باستان رسم بود که هر مردی که صاحب فرزندی میشد هر سال که از تولد فرزندش میگذشت برای او نهالی میکاشت٬ زمانی که فرزند به ۲۱سالگی میرسید درخت های کاشته شده را به فرزندش هدیه می داد. اینگونه بود که درختان از پدر به پسر میرسید و هر چه می گذشت بر تعداد درختان افزوده میشد.
با قطع هر درخت زندگی هزاران موجود زنده از بین می رود ٬ درخت ها ریه ی زمین هستند ٬ زمین با جنگل ها نفس می کشد ٬ زندگی انسان ها با درخت ها پیوند خورده است.
یاد بگیریم که تنه ی درختان جای نوشتن یادگاری نیست ٬
تنه ی درختان مثل دیوار نیست که به آن میخ کوبیده شود ٬
تنه درختای جای چسباندن آدامس و یا جای لگد کوبیدن نیست٬ درخت مثل ما موجود زنده ایست که درد رو حس می کنه ٬
داستانی از شل سیلور استاین میگذارم به اسم درخت بخشنده ٬
چقدر زیبا چهره ی درخت رو در این داستان به تصویر کشیده ٬ یادمه سال ها پیش که از روی این داستان
انیمیشن کوتاهی ساخته شده بود ٬ با اینکه بچه بودم هر وقت میدیم اشکم در میومد ٬ حتی با خواندنش هم این اتفاق افتاد.

درخت بخشنده
زنده باد آزادی
زنده باد طغیان
درود دوستان
در پست های قبلی از گروه پانک راک س ک س پیستولز نوشتم و این گروه رو معرفی کردم و
ترجمه لیریک Anarchy in the U.K رو هم گذاشتم. در واقع س ک س پیستولز فقط یک آلبوم اصلی به
بازار عرضه کرد. و بقیه آلبوم ها تشکیل شده بود از تکرار همون آهنگ های آلبوم اول با Re-mix
متفاوت یا فقط با یک یا دوتا تک آهنگ جدید ٬ این گروه اولین آلبوم خودشون رو با نام :
Never Mind the Bollocks, Here's the Sex Pistols در سال ۱۹۷۷ منتشر کرد.
فقط با یک آلبوم تاثیر عمیقی بر روی موسیقی زمان خودشون گذاشتند ٬ یک جنبش فکری ـ سیاسی
بوجود آوردند ٬ اون ها هیچ موفقیت تجاری بدست نیاوردند. اون ها هیچ کنسرتی در سالن ها و
استادیوم های بزرگ ورزشی ترتیب ندادند. با شرکت های بزرگ تجاری قرار داد نبستند ٬ این باعث شد
که گروه های آرمانگرا دیگری بعد از اون ها پا به عرصه بگذارند که روند فکری س ک س پیستولز را ادامه
می دادند.
آثار س ک س پیستولز رو خیلی از گروه های راک و متال بازنوازی کردند.
آهنگ Anarchy in the U.K توسط گروه دوست داشتنی (گلم راک و هوی متال)
ماتلی کرو بازنوازی شد.
Anarchy in the U.K بار دیگه توسط گروه ثرش متال MEGADETH در آلبوم
So Far, So Good...So What در سال ۱۹۸۸ بازنوازی میشه ! دیو ماستین که خودش یکی از بزرگترین
آنارشیست های دنیاست با تغییری کوچک در اسم و لیریک این آهنگ رو بازنوازی میکنه ٬
( از اونجایی که در اکثر کشور ها یا بهتره بگم همه جا به غیر از ایران ٬ در مورد بازنوازی اول از اون گروه اجازه میگیرند ٬ اون گروه یا همین جوری اجازه میده یا در مقابله دریافت مبلغی اجازه بازنوازی میده )
دیو ماستین با استیو جونز تماس میگیره تا اجازه بازنوازی این آهنگ رو ازشون بگیره ٬ دیو ماستین در
خاطراتش در مورد ضبط این آهنگ میگه : (ما توی استدیو برای ضبط این آهنگ جمع شده بودیم ٬ تا اینکه
استیو جونز (گیتاریست س ک س پیستولز) وارد استدیوی ما شد و نواختن گیتار رو در ضبط این آهنگ
به عهده گرفت. اون روی کیس گیتارش نشست و از ما درخواست ۱۰۰۰ دلار کرد.ما هم ۱۰۰۰ دلار همراه
با یک دفترچه تلفن بهش دادیم.)
در سال ۱۹۹۵ گروه مگادث آهنگ Problems رو از همین گروه بازنوازی کرد و
در آلبوم Hidden Treasures منتشر کرد.
لیریکی رو که این دفعه از س ک س پیستولز می گذارم٬ آهنگی به نام :god save the queen از
اولین آلبومشون هست ٬ این آهنگ هجو زیرکانه ی سرود ملی بریتانیای کبیره که البته الان چندان
کبیر نیست.

God save the queen
خدا ملکه را حفظ کند !
God save the queen her fascist regime
It made you a moron a potential h-bomb
God save the queen she aint no human being
There is no future in englands dreaming
خدا ملکه را حفظ کند و رژیم فاشیستیش رو
تبدیلت کردند به یک احمق و یک بمب بالقوه
خدا ملکه رو حفظ کنه که هیچ نشانه ای از انسانیت ندارد
در سرزمین رویایی انگلستان هیچ آینده ای نیست
Dont be told what you want dont be told what you need
Theres no future no future no future for you
چيزی که می خوا هی گفته نشده
چيزی که نياز داری گفته نشده
هیچ آینده ای ٬ هیچ آینده ای٬ هیچ آینده ای برای تو نیست
God save the queen we mean it man
We love our queen God saves
خدا ملکه رو حفظ کنه٬ جدی میگم پسر
ما ملکه مون رو دوست داریم ٬ خدا حفظش کنه
God save the queen cos tourists are money
And our figurehead is not what she seems
Oh God save history God save your mad parade
Oh lord God have mercy all crimes are paid
When theres no future how can there be sin
Were the flowers in the dustbin
Were the poison in your human machine
Were the future your future
خدا ملکه رو حفظ کنه٬ چون شرکت های توریستی سرمایه دارند
و ملکه پوشالی ما کسی نیست که نشون میده
خدا تاریخ را حفظ کند
خدا نمایش جنون آمیزتان را حفظ کند !!
خدایا شکرت٬ همه گناهان بخشیده شده
وقتی آینده ای نیست چگونه ممکنه گناهی وجود داشته باشد
ما گلهای درون سطل آشغال هستیم
ما زهری در ماشین بشریت هستیم
ما آینده ایم ... تو آینده ای
God save the queen we mean it man
There is no future in englands dreaming
No future for you no future for me
No future no future for you
خدا ملکه رو حفظ کنه٬ جدی میگم مرد
در سرزمین رویایی انگلستان هیچ آینده ای نیست
هیچ آینده ای برای تو و من نیست
هیچ آینده ای ٬ هیچ آینده ای برای تو نیست
بگذارید بنام انسان زندگی کنیم. بگذارید آنانی که در جست و جوی حقیقت طبیعت بودند و هرگز انسانهای مشابه خود را اعدام نکردند را بیاد بیاوریم.
ستارهشناسان و شیمیدانها هرگز زنجیر آهنین بهم نبافتند، هرگز حفرهی تاریک زندان نساختند.
زمینشناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوریهای حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاداندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسانها زیستهاند.
( رابرت اینگرسول )
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سرهرکوی وبام خاست
پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم
کاین تابناک چیست که متاعی گرانبهاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی گوژ پشت و گفت
این اشک دیده من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد گداست
بر قطره سرشت یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
"پروین" به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد از حرف راست
(بانو پروین اعتصامی)



چیز نوشت: همونطور که شاید شما هم شنیده باشید آقای لا ر یجانی و هم فکران معلوم الحال ایشان تصمیم گرفتند مبلغ بسیار کلان و هنگفتی رو در ظاهر برای بازسازی غزه و ساختن پارلمان در آنجا و در اصل برای تجهیز سازمان تر و ر یستی حماس بپردازد.
معلوم نیست آقای لا ر یجانی از اموال پدریشه که داره میبخشه ؟ یکی نیست بگه آخه مرتیکه احمق وطن فروش مگه ما خودمون کم توی ایران فقیر و بی خانمان داریم ؟
مگه خودمون درد و بدبختی کم داریم ؟
آقای لا ر یجانی شما در مورد ثروت ملی ایرانیان تصمیم گرفتید نه در مورد خواهر و مادرتون !
به قولی چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
من اطمینان دارم که ۹۰٪ مردم ایران با هر دین و اعتقادی بر این مسئله تاکید دارند که این پول ها بهتره در کشور خودمون خرج بشه ٬ این ها پول مالیاتی که ما دادیم و یا پول نفت ماست ٬
با همین پول چند تا مدرسه و دانشگاه در شهرستان های محروم خودمون میتونیم بسازیم ؟
چند تا درمانگاه و بیمارستان و مرکز ترک اعتیاد میشه ساخت ؟
هزینه چندین هزار تن از بیمارانی که بیماری های سخت و یا غیر قابل درمان دارند رو می شه
داد ؟
چرا این پول نباید خرج مناطق ویران کشور خودمون مثل بم بشه ؟
اصلا چرا این پول نباید صرف بازسازی مناطق جنگی خودمون بشه ؟
زن و شوهری در دهلیز خانه یکدیگر را می سپختندی*
زن هر از چندی آهی از لذت بر می آورد و سیلی از روی شهوت بر شوی خود می نواخت ٬
درویشی که از آنجا در گذر بود ٬ بر در خانه بکوفت
زن گفت : خیرت باد ٬ کیستی ؟
درویش بگفت : درویشم ٬ از آنچه در این خانه می خورید به من هم نصیبی دهید !
زن گفت : من ک ی ر می خورم و شوهرم سیلی !
درویش بگفت : من رفتم ٬ این نعمت بدین خاندان ارزانی باد !
<><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><>
* می سپختندی (سپوختن ـ سپختن ) : مجامعت زن و مرد ٬ نزدیکی ٬ گ.ا.ئیدن ٬ کردن ٬ S . E . X
بن پایه : ( رساله دلگشا )
هیچ نجات دهند ای نیست
هر دینی که در طول تاریخ٬ در هر نقطه ای از دنیا بوجود اومده ٬ (مخصوصا در ادیان سامی و ابراهیمی) تاکید بسیار زیادی بر آمدن و بازگشت یک ناجی از طرف اون دین یا آیین داشته ٬
قوم بنی اسرائیل هنوز هم منتظر ناجی خودشون که در کتاب عهد عتیق ( تورات ) وعده داده شده هستند.
مسیحیان معتقدند که روزی مسیح رجعت خواهد کرد و دو سپاه خیر و شر در مقابل هم می ایستند و آرماگدون اتفاق می افته .
مسلمانان بر این عقیده اند که امام دوازدهم شون در حال حاضر زنده است و روزی با ۳۱۳ نفر از یارانش برای بر پایی عدالت بازمیگرده.
ولی در حقیقت این ها وعده های پوچه ٬ هر دینی برای نگه داشتن طرفداران خودش از این حیله استفاده کرده٬ هر دین یا آیینی باید به مردمش امید میداده و با وعده ای خیالی و موهوم اون ها رو آرام نگه میداشته٬ روح انسان ها برده ی همیشگی ادیان بوده و هست.
تا زمانی که خود انسان ها نخواهند نمی توانند روحشون رو از بردگی نجات بدند ! پس در واقع هیچ ناجی وجود نداره به غیر از خود انسان که میتونه ناجی خودش باشه.
تعداد بسیار زیادی از وبلاگ های متال ترجمه و تفسیر لیریک آهنگ Painkiller اثر جاودان گروه جوداس پریست رو توی وبلاگ هاشون گذاشته بودند٬ خیلی وقت بود می خواستم که تفسیر شخصی خودم رو از این آهنگ توی وبم بگذارم ولی نمی شد٬ به دلیل اینکه من تفاسیر بسیاری از این اثر خواندم که با برداشت شخصی من خیلی متفاوت بود ٬ به هر حال من برداشت خودم رو مینویسم و اصراری بر صحت اش ندارم.
توی این آهنگ راب هالفورد با صدای گیرای خودش به صراحت عقیده خودش رو در مورد آخرالزمان بیان می کنه و اشاره به این داره که تنها ناجی انسان موجودی مرگ آوره که توسط خود انسان ها ساخته شده.

Painkiller
Faster than a bullet
Terrifying scream
Enraged and full of anger
He's half man and half machine
Rides the Metal Monster
Breathing smoke and fire
Closing in with vengeance soaring high
He is the Painkiller
This is the Painkiller
سریعتر از گلوله
با فریادی وحشت آور
بر آشفته و پر از خشم
نیمی از انسان و نیمی از ماشین است
سوار بر هیولایی آهنین
در آتش و دود نفس می کشد (تغذیه میکند)
با پرواز بلند خود برای انتقام نزدیک می شود
او کشنده ی درد ست
این یه مسکن درده
Planets devastated
Mankind's on its knees
A saviour comes from out the skies
In answer to their pleas
Through boiling clouds of thunder
Blasting bolts fo steel
Evils going under deadly wheels
He is the Painkiller
This is the Painkiller
سیاره ها با خاک یکسان شدند
بشر به زانو در آمده
ناجی از پشت آسمان ها می آید
در پاسخ به خواهش هایشان(دعا هاشون)
در میان ابرهایی جوشان از تندر
تیر هایی پولادین در حال انفجار
شرارت را به زیر چرخهای مرگبارش می کشد
او کشنده ی درد است
این یک درد کشه
Faster than a lazer bullet
Louder than an atom bomb
Chromium* plated boiling metal
Brighter than a thousand suns
سریعتر از گلوله لیزری
مهیب تر از بمب اتم
اندود شده با فلز جوشنده کرومیوم*
پر نور تر از هزاران خورشید
Flying high on rapture
Stronger free and brave
Nevermore encaptured
They've been brought back from the grave
With mankind ressurrected
Forever to survive
Returns from Armageddon to the skies
He is the Painkiller
This is the Painkiller
Wings of steel Painkiller
Deadly wheels Painkiller
پروازی بلند در خلسه
قوی ٬ آزاد و شجاع
دیگر در حبس نیست
اون ها از قبرهاشون بیرون کشیده شدند
با بشری احیا شده
برای بقای جاودان
و از نبرد آرماگدون به آسمان باز می گردد
او کشنده ی درد است
این یک درد کشه
بالهای پولادین کشنده ی درد
چرخهای مرگبار دردکش
*Chromium : (شیمی) کروم (کرومیم) شاخص علمی : Cr .وزن اتمي : 996/51، عدد اتمي : 24، نقطه ى ذوب : 1875c، نقطه ى جوش : 2680c)
توی لیریک به نقطه جوش کرومیوم اشاره شده یعنی 2680c ٬ این میتونه نسل پنجم بمب های هیدروژنی باشه.
در سال ۱۹۸۹ گروه جوداس پریست از مگادث دعوت کرد تا در ضبط آلبوم painkiller به اونها کمک کنه٬ در پایان کار آلبومی بسیار زیبا به بازار اومد که فروش بسیار خوبی داشت ٬ طبق نظر سنجی های انجام شده این آلبوم یکی از بهترین و برترین آلبوم های تاریخ متال است.
چندین سال بعد این آهنگ توسط چاک شلدینر بازنوازی و تحت نام بند دث به بازار عرضه شد.
راب هالفورد توی این لیریک به خوبی آخر دنیا رو به تصویر کشیده٬ دنیا به جهنم تبدیل شده ٬
جمله ی : He's half man and half machine اشاره به تفکر و علم انسانهاست که یک تکنولوژی کشنده ای پدید میاره که نیمی از اون تکنولوژی انسانیه و نیمی از اون یک ماشین فولادی کشنده که حتی از بمب اتم هم صدها بار قوی تر و وحشت آورتر هست.
از painkiller می توان این برداشت ها رو داشت : ( کشنده ی درد٬ مسکن ٬ درد کش ٬ بی حس کننده)
در واقع painkiller خود مرگ هست و یا موجودی که مرگ به همراه میاره ٬
چون مرگ بزرگترین مسکن و درد کشه.
برای صلح

موشک های از سمت جبهه حماس به طرف شهرک های یهودی نشین اسرائیل شلیک شد.
(چندین تن از مردم کشته شدند)
مدرسه ای که تحت حمایت UN (نیروهای حافظ صلح سازمان ملل )در غزه بود توسط ارتش اسرائیل گلوله باران شد.
(چندین تن از مردم کشته شدند)
این خبر ها رو می شنوم ٬ تو خاطرات کودکیم گم میشم٬
برمیگردم تقریبا به ۲۱ سال پیش..من تقریبا سه سال نیمم بود ٬ فقط تصور کنید !
کف اتاق نشسته بودم٬ اسباب بازی هام هم دور و برم ریخته بودند ٬ یه ماشین قرمز کوکی که البته کوکش خراب شده بود ٬ یه تفنگ سیاه که ضامنش در رفته بود و یه شمشیر پلاستیکی ٬
داشتم عکس فوتبالیست هایی رو که از تو آدامس هایی که خریده بودم نگاه میکردم ٬ عکس هایی از یورگن کلینزمن٬ رودی فولر ٬ مارادونا و رودگولیت ٬
رادیو روشن بود ٬ ناگهان یه صدای غیر معمول پخش شد.
شنوندگان عزیز صدایی که میشنوید صدای آژیر خطر و به معنای حمله هوایی دشمن بعثی میباشد. با خونسردی کامل به پناهگاه ها بروید ٬ لطفا تا پخش نشدن پیام بعدی و اعلام وضعیت عادی در پناهگاه های خود بمانید
مادرم از رو زمین بلندم کرد ٬ من رو تو بغلش گرفت و با اضطراب و دلهره به زیر زمین برد ٬ نمی دونستم چی شده ٬توی زیر زمین از ترس زانو هام رو بغل کرده بودم و گریه میکردم ٬ هنوز اون ماشین قرمز تو دستام بود و اون دستم عکس مارادونا
از این صدا و از این بوق و آژیر متنفر بودم ٬ هنوزم هستم ٬ شما هم هستید ؟
میدونم اون هایی که توی ۵ ساله اول دهه ۶۰ به دنیا اومدن ٬ حرف من رو میفهمند ٬ برای یه بچه ۳ یا ۴ یا ۵ ساله خیلی ترسناک تره ٬ اگه به دور و اطرافمون نگاه کنیم و حتی به خودمون ٬ از اون جنگ لعنتی چی برامون مونده ؟ چیزی به غیر از این هاست :
ترس در ضمیر ناخودآگاهمون ٬ کابوس هایی که هنوز دست از سرمون بر نمی دارند ! زمانی که مادرانمون ما رو حامله بودند توی جنگ و موشکباران و بمب باران هوایی ٬ اضطراب و استرس هایی که مادرانمون داشتند رو جنین تاثیر داشته ٬ زمانی که شیرخواره بودیم با قحطی شیر و مواد غذایی رو به رو بودیم ٬ واقعا چیزی نبود که مادرانمون بخورند و به ما شیر بدند و تازه اگر هم بود اون ها از ترس شیرشون خشک می شده ٬
حالا ما چی هستیم ؟بچه های دهه ۶۰ ایران چی هستند ؟ بچه های جنگ ٬ با بدن هایی ضعیف ٬ استخوان بندی های ظریف و شکننده ٬ روان های داغون ٬ جسه های کوچک ٬ و اعصاب ضعیف و افسردگی شدید که بین خیلی از ماها شایعه ٬ما مسخ شده های دهه ۶۰ هستیم !
لعنت بر جنگ ! تنفر تنفر می آفریند ! خشونت خشونت می آورد !
تنها چیزی که مامیگیم اینه که یه شانس به صلح بدید !
با هم ایستادیم ٬ بدون یکدیگه می افتیم !

Pink Floyd - The wall
GOODBYE BLUE SKY
Ooooooooooh
Did, did, did, did you see the frightened ones
Did, did, did, did you hear the falling bombs
Did, did, did, did you ever wonder
Why we had to run for shelter
When the promise of a brave new world
Unfurled beneath a clear blue sky
Ooooooooooh
Did, did, did, did you see the frightened ones
Did, did, did, did you hear the falling bombs
The flames are all long gone
But the pain lingers on
Goodbye Blue sky
Goodbye Blue sky
Goodbye
Goodbye

آیا مردم وحشت زده رو دیدی ؟
آیا صدای افتادن بمب ها رو شنیدی ؟
آیا هیچوقت متعجب نبودی که چرا برای یافتن پناهگاه می دویدیم ؟
زمانیکه اون دنیای زیبا و نو رو زیر آسمون صاف وعده میدادند؟
آیا مردم وحشت زده رو دیدی ؟
آیا صدای افتادن بمب ها رو شنیدی ؟
خیلی وقته که شعله های جنگ خاموشه
اما هنوز دردهاش باقی مونده
بدرود آسمان آبی
بدرود آسمان آبی
بدرود
آدرس وبلاگ دوستانی رو که مطلبی در مورد صلح در وبلاگهاشون گذاشتند رو این پایین قرار میدم تا بقیه هم استفاده کنند ٬ هر کسی از دوستان پستی در وبلاگش در مورد صلح و یا مفهومی ضدجنگ قرار داد خبرم کنه.
WAR IS OVER
دوست خوبم سوبر که اصلا قبل من یه پست ضد جنگ گذاشته بود این هم آدرسش : http://sobers.blogfa.com/
وبلاگ عدالت برای موسیقی متال که پست خیلی خوبی گذاشته٬ با یک آهنگ فراموش نشدنی این آدرسش : http://justiceformetal.blogfa.com/
وبلاگ پرواز خیال که یه آهنگ فوق العاده از یه گروه فوق العاده گذاشته٬
: http://flightoffancy.blogfa.com/
وبلاگ METAL EXPLAIN هم با پستی ضد جنگ ٬ و با لیریکی از یک گروه بزرگ متال آپ هست٬
اینم لینکش : http://metalergirl.blogfa.com/
وبلاگ FADE TO BLACK به پاس صلح با ترانه ایی از گروه افسانه ای پینک فلوید به روز هست ٬
http://blackend.mihanblog.com/
وبلاگ Iron Maiden با پستی از خداوندگار هوی متال از صلح حمایت کرده و یک لیریک ضد جنگ از این گروه گذاشته ٬ من که از خواندن پستش لذت بردم ٬
اینم لینک : http://ironmaiden.blogfa.com
اما وبلاگ رویای شکننده که کار خودش رو تازه شروع کرده٬ یک وبلاگ در مورد خردگرایی و آزادی و موسیقی است با لیریکی از یک گروه متال کار درست و پر طرفدار و با پستی ضد جنگ به روز هست ٬ لینک : http://fragile-dreams.blogfa.com/
وبلاگ دوست خوبمون rebellious girl با پستی متفاوت در ستایش صلح و نقد جنگ و جنگ طلبان به روز هست : http://until-freedom.blogfa.com/
وبلاگ My Immortal که متعلق به ارغوان عزیز هست با مطلبی ضد جنگ به روز می باشد٬ ترجمه و تفسیر لیریکی از یک بند سمفونیک بلک »
http://evanescence-arghavan.blogfa.com/
وبلاگ evanescence رو دوست خوبم رها مینویسه که با لیریکی از یک بند متال سوئدی در حمایت از صلح به روز هست. http://evanescence226.blogfa.ir/
به وبلاگ یکی از دوستان با نام( متال موسیقی برتر ) سر بزنید که با دو تا لیریک از مرد بزرگ و صدای ماندگار هوی متال در حمایت از صلح به روز هست.
http://metalbestmusic.blogfa.com/
برای صلح
یه جای کار ایراد داره میدونم ٬ مطمئنم که یه چیزی درست نیست ٬ این یه جنگ نیست ٬ این یه جنگ لعنتی نیست٬ این کشتن مردمه٬ نمی تونم سکوت کنم ٬ نمی تونم سکوت کنم ٬ نمی تونم سکوت کنم٬ توی این دنیا هیچ چیز ارزش این رو نداره که بخاطرش بمیری یا کشته بشی ٬ تا قبل از این که این پست رو اینجا بگذارم دو نیروی قدرتمند جنگ و صلح در درونم در حال جنگ بودند تا این که صلح پیروز شد.
دو طرف جنگ در مرکز فرماندهی خودشون فقط دستور صادر میکنند و در این میان فقط مردم هستند که کشته می شوند. من با این جنگ مخالفم ٬ با این جنگ لعنتی که توش فقط زن و کودک کشته میشوند.

این درست نیست٬
من با این جنگ مخالفم٬
آگر سکوت میکردم و چیزی نمی گفتم وجدانم در عذاب بود.
نمی تونم در مقابل کشته شدن یه کودک ٬ حتی یک کودک عرب یا یهود خاموش بمونم.
این تنها کاری بود که میتونستم بکنم٬ اگر شما هم میتونید توی وبلاگ هاتون مخالفت خودتون رو اعلام کنید٬ من از هرکس که صلح طلب هست و یا در گروه های محافظ صلح فعالیت میکنه خواهش میکنم توی سایت یا وبلاگ خودش مخالفت خودش رو اعلام کنه٬
این ربطی به حکومت فاسد ایران نداره که داره از جنگ غزه استفاده تبلیغاتی و ابزاری میکنه
این نسل ما هست که صلح میخواد ٬
از دوستانی که وبلاگ موسیقی راک یا متال دارند هم همین خواهش رو دارم ٬
اصول و پایه های راک ٬ پانک و متال بر آزادی و صلح بنا شده ٬
من برای ارزشی که برای صلح و انسانیت قائلم این پست رو گذاشتم ٬

صلح در تمامی دنیا
این همون ایده آل های جان لنون ٬ جیم موریسن ٬جیمی هندریکس ٬فردی مرکوری ٬جرج هریسن ٬ جنیس جاپلین٬ رونی ون زنت٬ فیل لینات ٬
سید برت٬ ٬جانی کش و ریک رایت و خیلی های دیگه هست.
احترام به افکار کسائی است مثل:
راجر واترز٬ دیوید گیلمور ٬ یان اندرسن ٬ گریس اسلیک ٬ باب دیلن ٬ دیوید بووی٬ نیل یانگ٬ اریک کلپتن٬مارک نافلر ٬میگ جگر و کیث ریچارد ٬ راجر دالتری و پیتر تاشند٬ تمامی اعضای گروه کریدنس کلیر واتر و چهره شاخص ضد جنگ کانتری جو مکدونالد٬ و همینطور تمامی اعضای گروه گریتیفول دد و کینگ کریمسن!
این ها کسانی هستند که ما از موسیقیشون لذت بردیم و خیلی چیزها آموختیم
موسیقی این ها بود که باعث شد نگاه مون به زندگی تغییر پیدا کنه !
این یه پیشنهاده : وبلاگ نویسان راک و متال با قرار دادن ترجمه یک لیریک از گروه های مورد علاقه شون ( که مضمون ضد جنگ یا در حمایت از صلح داره) اعتراض خودشون رو با جنگ اعلام کنند.
با این که دل خوشی از اعراب ندارم ولی امیدوارم که جنگ و کشتار در عراق و در اورشلیم و در غزه و در هر کجای دنیا که هست هر چه زودتر پایان پیدا کنه و مردم در یک صلح واقعی و بدون سلطه کشوری و سلطه دینی و در آزادی زندگی کنند.
ترانه ای از سر جان لنون انتخاب کردم بنام ایکسمس مبارک ؛ شاید شما را قدری به اندیشه وا دارد. بهتره اگر این آهنگ رو دارید اجراش کنید و همزمان شعر و ترجمه و آهنگ رو با هم داشته باشید.
So this is Christmas
And what have you done
Another year over
And a new one just begun
And so this is Christmas
I hope you have fun
The near and the dear one
The old and the young
A very merry Christmas
And a happy New Year
Let's hope it's a good one
Without any fear
And so this is Christmas
For weak and for strong
For rich and the poor ones
The world is so wrong
And so happy Christmas
For black and for white
For yellow and red ones
Let's stop all the fight
A very merry Christmas
And a happy New Year
Let's hope it's a good one
Without any fear
And so this is Christmas
And what have we done
Another year over
And a new one just begun
Ans so this is Christmas
I hope you have fun
The near and the dear one
The old and the young
A very merry Christmas
And a happy New Year
Let's hope it's a good one
Without any fear
War is over over
If you want it
War is over
Now
کریسمس مبارک یوکو
کریسمس مبارک جان
خب اینم کریسمس
و تو چیکار کردی ؟
یکسال دیگه تموم شد
و یه سال جدید اومد
خب اینم از کریسمس
امیدوارم سرگرمی داشته باشی
به نزدیکان و عزیزان
به پیر و جوان
کریسمس مبارک
سال جدید مبارک
پس بیاییم یه آرزوی خوب داشته باشیم که این یکی
بدون ترس سپری شه
خب اینم کریسمس جنگ تموم شده است
برای ضعیف و برای قوی اگر که تو بخوای
برای هر ثروتمند و هر فقیر جنگ تموم میشه همین حالا
دنیا ارزش نداره و یه اشتباهه
خب کریسمس مبارک جنگ تموم شده است
بر هر سپید پوست و سیاه پوست اگر که تو بخوای
بر هر سرخ پوست و زرد پوست جنگ تموم شده است همین حالا
همه ی جنگ ها رو متوقف کنید
کریسمس مبارک باشه
سال جدید هم مبارک
پس بیاییم یه آرزوی خوب داشته باشیم که این یکی
بدون ترس سپری شه
خب اینم از کریسمس
ما چیکار کردیم ؟
یه سال دیگه تموم شد
و یه سال جدید اومد
جنگ تموم شده است
اگر که تو بخوای
همین حالا جنگ تموم میشه
درود بر خردگرایان
بی شک گروه های متال واقعی امروز (در هر سبکی و در هر کجای دنیا) مدیون گروه های هوی متال دهه ۷۰ و مخصوصا موج دوم هوی متال و به اصطلاح : موج جدید هوی متال انگلیسی در اواخر دهه ۷۰ هستند. یکی از این گروه های گروه دایموند هد هست. هوی متال انگلیسی با ته مزه هارد راک انگلیسی هست.
گروه دایموند هد در سال ۱۹۷۷ در وستمیدلند انگلستان در شهری بنام استوربریج تشکیل شد.

اعضای گروه عبارت بودند از :
Sean Harris ــ خواننده و آهنگساز .. معتاد به کوکائین و الکل
Brian Tatler _گیتاریست و آهنگساز .. معتاد به کوکائین
Colin Kimberly _بیسیست ( ظاهرا آدم سالمی بوده ٬ من که چیزی ازش پیدا نکردم)
Dunkan Scott _درامر ..معتاد به هرئین
اولین آلبوم اونها با نام آذرخشی به ملت ها در سال ۱۹۸۰ به بازار اومدو یک آلبوم مفهومی و مستند بود.
آهنگ ها با دقت خاصی ساخته و تنظیم شده بود. صدا گیری از ساز ها با وسواس و به نسبت اون زمان از کیفت خاصی برخوردار بود. گروه دایموند هد با اولین آلبوم خود در انگلستان در کنار گروه هایی مثل آیرون میدن و موتور هد و ... قرار گرفت.
جیمز هتفیلد در مورد این گروه میگه : ما دو تا Head را کنار هم گذاشتیم و از آن دو چیزی بی مانند پدید آوردیم.( منظور جیمز از Head دوم گروه Motor Head هست)
دیو ماستین در مصاحبه خودش با مجله رولینگ استون در سال ۱۹۹۳ میگه : تاثیرات گروه هایی هوی متالی مثل موتورهد و ساکسونز و دایموندهد در آلبوم های گروه های ترش متال در اواخر دهه ۸۰ کاملا مشهوده
دیمبگ دررل در مورد تاتلر گیتاریست دایموند هد میگه : هیچ چیز سخت تر از این نبود که سال ها پیش از میان کثافت های اون همه گیتاریست یکی برام قابل قبول و خوشایند باشه تنها تاتلر استایل خوبی داشت و ادی ون هالن ٬ این دو تنها گیتاریست نبودند موزیسین های نابغه ای بودن که همون چیزی رو که میخواستم ازشون میشنیدم
در مورد این پست تصمیم گرفتم یکی از معروفترین آثار گروه دایموند هد رو بزارم که البته به لطف گروه متالیکا این آهنگ معروف شده ٬ این آهنگ پایه ثابت اجرا های گروه متالیکا است.از حق نگذریم خیلی خوب کاورش کردند ولی از من میشنوید نسخه اصلیش رو پیدا کنید که یه چیز دیگه است.
? Am I Evil
My mother was a witch, she was burned alive
Thankless little bitch, for the tears I cried
Take her down now, don't wanna see her face
Blistered and burnt, can't hide my disgrace
مادرم یه جادوگر بود..زنده زنده سوزوندنش
کوچک هرزه ی بی تشکر.. برای اشک هایی که ریختم
دیگه بیارینش پایین..نمی خوام صورتش رو ببینم
تمامش تاول زده و سوخته .. این ننگ رو نمی تونم مخفی کنم
twenty seven every one was nice, gotta see them
Make them pay the price
See their bodies out on the ice, take my time
۲۷ ساله هاشون همه زیبا یودن.. باید همشون رو دید و
مجبور شون کرد تا بهاشو بپردازند
بدن هاشون رو بیرون از یخ میبینم.. زمانم رو بگیر
Am I evil, yes I am
Am I evil, I am man
آیا من شیطانم ؟ بله هستم
آیا من شرورم ؟ آره خودشم
As I watched my Mother die, I lost my head
Revenge now I sought, to break with my bread
Takin' no chances, you come with me
I'll split you to the bone
Help set you free
از زمانی که مردن مادرم رو دیدم.. دیوونه شدم
حالا دنبال انتقامم .. که به غذام طعم بده
هیچ شانسی نداری .. با من میایی
تا استخون هات رو میشکافم
کمکت میکنم آزاد شی
On with the action now, I'll strip your pride
I'll spread your blood around, I'll see you ride
Your face is scarred with steel, wounds deep and neat
Like a double dozen before you, smell so sweet
حالا کارم رو شروع میکنم..لباس غرورت رو درمیارم
خونت رو به اطراف میکشم .. می کشمت این طرف و اون طرف
روی چهرت با چاقو زخمی افتاده.. زخم هایی عمیق و تمیز
مثل اون دوجین آدم قبل از تو ..( خون ات ) بوی خیلی خوبی دارد
I'll make my residence, I'll watch your fire
You can come with me, sweet desire
My face is long forgotten, my face not my own
Sweet and timely whore, take me home
حالا منزلم رو میسازم..و آتش ات رو می نگرم
میتونی با من بیای..آرزوی شیرینی است
خیلی وقته که صورتم رو فراموش کردم..چهره ام برای خودم نیست
فاحشه ی دلپزیر و مناسبم .. مرا به خونه ببر
My soul is longing for, await my heir
Sent to avenge my mother, sweep myself
My face is long forgot, my face not my own
Sweet and timely whore, take me home
روحم پر میکشه..برای میراثم
فرستاده شدم برای انتقام مادر..که آرومم کنه
خیلی وقته که صورتم رو فراموش کردم..چهره ام برای خودم نیست
فاحشه ی دلپزیر و مناسبم .. مرا به خونه ببر
Am I evil, yes I am
Am I evil, I am man
آیا من شیطانم ؟ بله هستم
آیا من شرورم ؟ آره خودشم
توضیح در مورد آهنگ :
این آهنگ در مورد پسری هست که سوزانده شدن مادرش رو که یک جادوگر بوده (کاری در در قرون وسطا با جادوگرها و ساحره ها میکردند) می بینه ٬ از همون زمان از اون مردم کینه به دل میگیره و درصدد انتقام مادرش برمیاد و شب روزش میشه فکر انتقام از قاتلین مادرش ٬ به دخترهای ۲۷ ساله شون تجاوز میکنه و تکه تکه شون میکنه ٬ و پوست صورت قربانی هاش رو به روی صورت خودش میکشه.

معمولا این جور بالاد ها در هوی متال رایج نیست .. هست ولی خیلی کم.. اما در سبک بلک متال این گونه لیریک ها به وفور یافت میشه ٬ البته فکر نکنم به این زیبایی باشه
هریس و تاتلر خیلی زیبا این روایت رو به تصویر کشیدن و از همه مهم تر با موسیقی همراهش کردند٬
از ریتم زیبا این آهنگ بگذریم برایان تاتلر سولوی بسیار زیبایی براش ساخته و تنظیم کرده
اگر نسخه اصلی این آهنگ رو ندارید می تونید بازنوازی این اثر رو توسط گروه متالیکا گوش بدید فکر کنم
Full آلبوم متالیکا رو دیگه هر ننه قمری داشته باشه.
بدرود
برای جان لنون و دیمبگ دررل
درود
امروز شمع ها به احترام دو موزیسین بزرگ که هر دوشون در همچین روزی کشته شدند روشن میشوند.
جان لنون موسیقیدان سبک راک و راک اند رول و سرپرست و موسس گروه جاودانه بیتلز در ۸ دسامبر
۱۹۸۰در نیویورک سیتی توسط دیوانه ای به نام مارک دیوید چاپمن با شلیک ۵ گلوله کشته شد. لنون
یکی از بزرگترین مدافعان حقوق بشر و صلح بود ٬ اشعارش پر از کنایه به سیاستمداران و سرمایه داران و
جنگ طلبان بود در ستایش صلح میخواند و مانند یک پرنده آزاد بود و مثل یک پرنده از قفس پرید.
همون شب خیلی ها زندگی رو بدون لنون غیر ممکن میدونستن خودکشی کردند٬ خیلی ها شب و
روز به اجرای ترانه های اون در کوچه و خیابان میپرداختند.زمانی که پل مکارتنی خبر مرگ لنون رو شنید
با بی تفاتی گفت : حتما اوردوز کرده !! (همیشه از شخصیت مکارتنی متنفر بودم)٬ مکارتنی از ترس
جونش حتی در مراسم سوزاندن و بزرگداشت لنون شرکت نکرد و تا یکسال مخفی بود. (آخه آدم چقدر
میتونه بزدل باشه؟) مراسم گرامیداشت جان لنون همانند الویس پرسلی و کندی با شکوه هرچه تمام تر
برگزار شد.جسد لنون سوزانده شد و خاکسترش در یک دشت توت فرنگی پاشیده شد.
جاودانه دشت توت فرنگی
دیمبگ دررل
گیتاریست نابغه سبک ترش متال٬ دیمبگ دررل ابوت به همراه برادرش از گروه از هم
پاشیده و افسانه ای پنترا جدا شده بودند و گروه Damageplan رو با هم تاسیس کردند٬
در ۸ دسامبر ۲۰۰۴ در حال اجرا بودند که یه دیوونه دیگه با یه شاتگان میاد روی استیج و به دیمبگ و
برادرش شلیک میکنه ٬ دیمبگ بر اثر خونریزی شدید میمیره ولی داداشش جون سالم بدر میبره ٬ اون
قاتل دیوونه هم به ضرب گلوله پلیس کشته میشه. وقتی دیمبگ کشته شد سیل پیام های تسلیت و
دلداری بود که از طرف افراد سرشناس و بزرگ به برادر و هوادارانش ارسال شد. افرادی مثل :
آزی آزبرن
تونی یومی
فیلیپ انسلمو (خواننده پنترا)
پل استنلی ( از گروه کیس )
دیو ماستین (مگادث)
لمی کلیمستر بزرگوار (خواننده و بیسیست گروه موترهد )
لارس الریک
مارتی فریدمن
زک وایلد
و جالبتر از همه مرد بزرگ و دوست داشتنی :
برایان می
از طرفی از دست دادن این دونفر یک چالش و یک فقدان بزرگ در دنیای موسیقی و سبک هاشون بود
اما از طرفی اون ها رو تبدیل به اسطوره هایی تکرار ناشدنی کرد.
Rest In Peace
یه زمانی دوستش داشتم .. اونم من رو دوست داشت ٬
خودش این جوری میگفت ٬ چند بار بهم تجاوز کرده بود ٬ هنوزم دوستم داره
همیشه آزارش میدادم٬ نمی دونید چه لذتی داشت٬
همیشه من تو خونه بودم و اون به من زنگ میزد که پاشو بریم فلان جا خوش بگذرونیم
من هرزش بودم .. هر وقت میخواست ازم استفاده یا سو استفاده میکرد
.یه روز بهم گفت دیگه طاقتش تموم شده ٬ ازم پرسید که چرا این قدر آزارش میدم ؟
گفت من دیگه نمی تونم ادامه بدم امیر٬ تو یه بیماری
گفت میرم ٬
بهم گفت من برگشتم ٬ هرچقدر خواستی آزارم بده
خیلی وقته که کسی رو آزار ندادم ٬
کسی از مازوخیسم رنج نمی بره ؟

درود
خیلی وقت بود می خواستم در مورد بزرگان سبک کانتری بنویسم. راستش چند نفری توی این سبک هستند یا بهتره بگم بودند که من از بقیه بیشتر دوستشون دارم که این ها هستند :
۱. مرحوم کارل پرکینز
۲. مرحوم جانی کش
۳. تریشا یروود
۴. باب دیلن
مورد سوم خانمه جوونه و جای خواهری خوب چیزیه و امیدوارم که کوفت شوهرش بشه
البته شوهرش هم یه خواننده محبوب و مشهور کانتری کانادایی کار درست هست ٬ جای برادری ٬شوهره هم خوب تیکه اییه !! !!
از میان این سه تا جانی کش یه چیز دیگه اس ٬ مرد دوست داشتنی کانتری٬ با تمام وجود این مرد رو دوست دارم و براش احترام خاصی قائلم ٬ صدای دلنشین و گرمش و همین طور موسیقی و ترانه های تاثیر گذارش اون رو به ستاره کانتری دهه ۵۰ آمریکا تبدیل کرد.
John R Cash معروف به جانی کش ٬ متولد ۲۶ فبریه ۱۹۳۲ در شهر Kingsland (نشويل) از ایالت ممفیس تنسی آمریکا متولد شد.
سبک : کانتری ٬ کانتری راک ٬ راک اند رول ٬ راکابیلی
در سال 1935، دولت پرزیدنت روزولت به کشاورزان جنوب آرکانزاس پیشنهاد داد به مناطق شمالی مهاجرت کنند و خاک حاصلخیز آن را بیازمایند. خانواده جانی کش تن به این هجرت داد. آنها به کمک هم توانستند 20 هکتار زمین را برای کشت پنبه شخم بزنند.
جانی سه ساله هم دوش به دوش بقیه در مزرعه کار می کرد . عصرها، وقتی کار در مزرعه تمام می شد، آنها در ایوان خانه گرد هم می نشستند. مادرشان، گیتار می نواخت و بقیه با تم های دسته جمعی و سنتی، همراهی اش می کردند. سرودهای مذهبی ( گاسپل ) در کلیسا، آوازهای مادر و بالاخره آوای موسیقی کانتری که از رادیوی کوچک خانه پخش می شد، روحیه موسیقایی جانی را صیقل می دادند.
جانی در 12 سالگی شعر، ترانه و داستان می نوشت. در 14 سالگی شغل خارج از مزرعه پیدا کرد. باید بین یک گروه گانگستر می چرخید. اما قلبش مالامال از موسیقی بود. هر موقع و هرجا که چند نفر دور هم جمع می شدند استعداد خود را بروز می داد. پس از پایان دبیرستان وارد نیروی هوایی و عازم جنگ کره شد. در همان دوران سربازی نخستین گیتارش را خرید و با چند نفر از هم خدمتی ها، تشکیل یک گروه داد.
پس ازخدمت سربازی، به ممفیس رفت و در سال 54، با شرکت سان رکوردز (همان شرکت معروف به مالکیت سام فیلیپس، کاشف دو استعداد ناب موسیقی راک اند رول یعنی الویس پریسلی و جری لی لوئیس) قرارداد امضا کرد و این، آغاز کار حرفه ای جانی کش در موسیقی بود. ترانه هایی مانند ( گریه کن، گریه کن، گریه کن ) و ( غم نامه های زندان فالسوم ) نام او را در سراسر کشور مطرح کرد.
او با صدايی که کشش چندانی نداشت توانست به يک ستاره تبديل شود. در واقع او فقط يکبار جلسه تمرين صدا داشت که در آن معلمش به او توصيه کرد هيچوقت صدايش را عوض نکند. او با در نظر داشتن اين نصيحت توانست آهنگهای فراموش نشدنی مانند Cry Cry Cry را عرضه کند.
می توان گفت او از با استعدادترين آهنگسازهای دوره معاصر است. آهنگ پر فروش بعدی ديوارهای زندان فالسوم Folsom Prison Walls بود که جانی کش با ديدن فيلمی درباره اين زندان آنرا نوشت.
تا سال ۱۹۵۸ جانی کش گروهی سه نفره به اسم Tenesse ۳ تشکيل داده بود و با نامهای بزرگی مانند الويس پريسلی کار می کرد. اما همزمان با اين پيشرفت، اعتياد او به آمفتامين و مشروبات الکلی باعث شد شهرت روز افزونش در اواخر دهه ۶۰ رو به زوال رود.
در سال 1967 و به قول خودش با خونی آغشته به آمفتامين به داخل يک غار رفت تا در کمال نا اميدی در همانجا بميرد. او با کمال نا اميدی خودش را به دست طبيعت سپرد، ولی آنطور که بعدها در زندگی نامه اش نوشت در همان غار تاريک و تنها بود که خدا را پيدا کرد.
آهنگ Jackson در سال 1968 و بعد از ترک اعتياد جانی کش بيرون آمد. اين آهنگ با همکاری همسر دوم جانی کش نوشته شد. در واقع او بازگشت هنری اش را مديون جوئن کارتر بود که به او کمک کرد اعتياد را کنار بگذارد.
بعد از موفقيت آهنگ پسری به نام سو A Boy Named Sue در سال ۶۹ و با سفارش شبکه تلويزيونی ABC در آمريکا برنامه ای هفتگی به نام Johnny Cash Show به راه افتاد. جانی کش مجری اين برنامه بود و مهمانانش ستاره هايی مانند ری چارلز، نيل يانگ و استيوی واندر ٬ کارل پرکینز و اریک کلپتن بودند.
موفقيت اين برنامه تلويزيونی و انتشار پياپی آهنگهای پرفروش، از اين خواننده و آهنگساز کانتری يک ميليونر ساخت. جانی کش هم از اين درآمد هنگفت برای کارهای خيريه و فعاليت های بشر دوستانه استفاده کرد. سفید و سیاه و سرخ پوست، همه و همه در اشعارش جا می گرفتند. در میانه های دهه 60 با باب دیلن آشنا شد و او را در آلبوم «افق نشویل» همراهی کرد.
کمی بعد، با جوئن کارتر، (عضو خانواده افسانه ای کارتر که طنین موسیقی در رادیوی اختصاصی آنها الهام بخش جانی در ایام کودکی بود) ازدواج کرد. در دهه ۷۰ که همراه با همسرش، کارتر در زمينه تساوی حقوق سياهپوستان، بوميان آمريکايی و رعايت حقوق زندانيان فعاليت های زيادی انجام داد.
جوئن کارتر، همسرش را تا آخر عمر یاری رساند و هم او بود که با همخوانی کنار جانی، رکوردهای فروش را یکی پس از دیگری از دست رقیبان سرسختی چون « بیتلز » و « رولینگ استونز » (در اروپا) و «ری چارلز» و «الویس پریسلی» (در آمریکا) خارج می کرد.
جانی در طول عمرش بیش از ۷۰ آلبوم تهيه کرد. ترانه های او حاکی از عشق به کشورش، عشق به زندگی و چيزی که فقدان آن به شدت در موسيقی کانتری حس می شود ، طنزی بود که جانی کش به کار می برد.
جوئن کارتر، به دنبال عوارض ناشی از عمل جراحی قلب، در ماه مه 2003 درگذشت. جانی هم سه ماه بعد پس از مبارزه ای طولانی با دیابت به همسرش پیوست. با گذشت ۵ سال از مرگ جانی کش، جای خالیش با ترانه هایش پر میشود گویی که هرگز از بین ما نرفته است.
بیماریهای جسمی : جانی کش در پایان عمر به بیماری پارکینگسن مبتلا شد و همچنین از دیابت رنج می برد و همین بیماری علت اصلی مرگش بود.
بیماری روانی : اون به بیماری نادر دیگه ای به نام ophidiophobia که به معنی ماردوستی بیش از حد و یا به عبارت دیگه مارپرستی مبتلا بود.
اعتیاد : جانی چندین سال به الکل معتاد بود. مدتی هم به آمفتامین رو آورد که نتیجه اش یک overdose ناقص بود. در سال ۱۹۶۵ هم در El Paso تگزاس بخاطر حمل مواد دستگیر شد.
راه یافتن به تالار مشاهیر کانتری در سال ۱۹۸۰
راه یافتن به تالار مشاهیر راک اند رول در سال ۱۹۹۲
راه یافتن به تالار مشاهیر راکابیلی
راه یافتن به تالار مشاهیر ترانه سرایان در سال ۱۹۸۴
راه یافتن به تالار مشاهیر ترانه سرایان نشویل
دریافت نشان افتخار بنیاد کندی ۱۹۹۶
دریافت نشان افتخار بتی فورد ۱۹۸۴
دریافت نشان ملی هنر ۲۰۰۱
جای پای مشاهیر در هالیوود در خیابان 6320 Hollywood Blvd
دریافت ۱۱ جایزه گرمی
Man in Black _ autobiography 1975
1986_ Man in White
جانی برای من حکم یه پدرخوانده رو داره ٬ کاش شما هم احساس من رو نسبت به اون داشتید اون وقت میفهمیدید من چی میگم ٬ کاش همون شناختی رو که من به جانی دارم شما داشتید اون وقت درک میکردید من چی میگم..ولی حیف ... یکی از ترانه هاش رو میزارم٬ بهتره بگم یکی از آخرین ترانه هاش
HURT
I hurt myself today
To see if I still feel
I focus on the pain
The only thing that's real
امروز خودم را آزردم
تا ببينم هنوز می تونم احساس کنم
روی درد تمرکز کردم
روی تنها چيزی که واقعی ایست
The needle tears a hold
The old familiar sting
Try to kill it all away
But I remember everything
سوزن سوراخی را شکافت
زخم کهنه آشنا
می خواهی به کل بکشی اش
اما همه اش باز بخاطرم می آید
Chorus
What have I become
My sweetest friend
Everyone I know goes away
In the end
And you could have it all
My empire of dirt
I will let you down
I will make you hurt
چی شده ام
عزیزترین دوستانم
هر کسی که می شناسم
در آخر می رود
و همه اش مال تو
امپراتوری کثیفم
تو را وا می گذارم
تو را می آزارم
*I wear this crown of thorns
Upon my liar's chair
Full of broken thoughts
I cannot repair
Beneath the stains of time
The feelings disappear
You are someone else
I am still right here
Chorus
If I could start again
A million miles away
I would keep myself
I would find a way
اگر می شد از اول شروع کنم
یک ميليون مایل آن ور تر
خودم را نگه می داشتم
يک راهی پيدا می کردم
* اشاره به تاجی از خار که در هنگام مصلوب کردن مسیح بر سرش گذاشتند.
چوبه دار را بر پا می کنند ، بیرون سلولم.
25 دقیقه وقت دارم.
-
25 دقیقه دیگر در جهنم خواهم بود.
24 دقیقه وقت دارم.
-
آخرین غذای من کمی لوبیاست.
23 دقیقه مانده است.
-
هیچ کس نمی پرسد چه احساسی دارم.
22 دقیقه زمان باقی است.
-
به فرماندار نامه نوشتم، لعنت خدا به همه آنها !!
آه ... 21 دقیقه دیگر باید بروم.
-
به شهردار تلفن می کنم ، رفته ناهار بخورد.
20 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
کلانتر می گوید "پسر،می خواهم مردنت را ببینم"
19 دقیقه مانده است.
-
به صورتش نگاه می کنم و می خندم ... به چشمهاش تف می اندازم.
18 دقیقه باقیست.
-
رئیس زندان را صدا می زنم تا بیاید و به حرفهایم گوش دهد.
17 دقیقه باقیست.
-
میگوید: "یک هفته ،نه، سه هفته دیگر خبرم کن"
حالا فقط 16 دقیقه وقت داری"
-
وکیلم می گوید،متاسفانه نتوانستم کاری برایت انجام دهم.
م م م م ... 15 دقیقه مانده است.
-
اشکال ندارد،اگر خیلی ناراحتی بیا جایت را با من عوض کن.
14 دقیقه وقت دارم.
-
پدر روحانی می آید تا روحم را نجات دهد،
در این 13 دقیقه باقی مانده.
-
او از آتش و سوختن میگوید،اما من احساس می کنم سخت سردم است.
12 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
چوبه دار را آزمایش می کنند،پشتم می لرزد.
11 دقیقه وقت دارم.
-
چوبه دار عالی است و کارش حرف ندارد.
10 دقیقه وقت دارم.
-
منتظرم که عفوم کنند ... آزادم کنند.
در این 9 دقیقه ای که باقی مانده.
-
اما ایکه فیلم سینمائی نیست ، بلکه ... خوب،به جهنم.
8 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
حالا از نردبان بالا میروم تا بر سکوی اعدام قرار گیرم.
7 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
بهتر است حواسم جمع قدمهایم باشد و گرنه پاهایم می شکند.
6 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
حالا پاهایم روی سکوست و سرم در حلقه دار...
5 دقیقه دیگر وقت باقیست.
-
یالا عجله کنید،چیزی بیاورید و طناب را ببرید.
4 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
حالا میتوانم تپه ها را تماشا کنم،آسمان راببینم.
3 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
مردن ، مردن انسان ، به راستی نکبت بار است.
2 دقیقه دیگر وقت دارم.
-
صدای کرکس ها را می شنوم... صدای کلاغ ها را می شنوم.
1 دقیقه دیگر مانده است.
-
و حالا تاب می خورم و می ی ی ی ی ی رو م م م م م م م م م م...
شل سیلور استاین (۱۹۳۲-۱۹۹۹)
خیلی وقته سوالی برام بی جواب مونده٬ اینکه ما داریم زندگی میکنیم یا این که زندگی ما رو میکنه ؟؟
درود
کاش می شد چیزهایی رو تغییر داد ٬
کاش می شد برگشت به گذشته ٬
کاش می شد جلوی اتفاقات ناگوار رو گرفت ٬
کاش یه ماشین زمان داشتم و زمان رو باهاش به عقب برگردونم ٬
اون وقت بود که میتونستم خیلی چیزها رو تغییر بدم ٬
دیروز عشقم پرید و رفت ٬ بال زد و رفت ٬ رفت ٬ هنوز باورم نمیشه ٬
شما به من بگید که من خوابم ٬ شما به من بگید که من دارم اشتباه می کنم ٬
زینب ٬ عشقم ٬ بعد از یک سال دست و پنجه نرم کردن با سرطان دیروز رفت ٬
تا ۳ ساعت قبلش داشتیم با هم حرف میزدیم ٬ یعنی تا صبح جمعه ٬ بعدش رفت تو کما ٬ تا دیروز ساعت ۱۱ صبح٬ خودش میدونست ٬ میدونست که ... ٬
یک هفته قبل از رفتن زینب یعنی دقیقا تا شب رفتنش هر شب با هم تلفنی حرف میزدیم ٬ من براش آهنگ میذاشتم اونم از پشت تلفن گوش میداد و گریه میکرد٬ صدای اشک هاشو میشنیدم ٬ اون هم صدای اشکای منو می شنید٬ آهنگ های جان لنون٬ اریک کلپتن ٬ عاشق آهنگ ( اشکها در بهشت ) اریک کلپتن شده بود ٬ با این آهنگ خیلی گریه کردیم ٬ انگار برای ما گفته شده بود
زینب عاشق آهنگ ( شد خزان ) بدیع زادگان بود .. همیشه باهم گوش میدادیمش
آخرین شب میدونست که میره ٬ میدونست ٬ به من گفت امیر تو رو خدا ٬ تو رو به هر کسی که دوست داری ٬ به عشق مون قسم میدمت بعد از مرگ من زندگی کن ٬ اجازه نده زندگیت از حالت عادی خارج شه ٬ اگه ناراحت باشی روح من هم در عذابه ٬ خواهش میکنم زندگی کن ٬ دوباره عاشق شو ٬ قول بده قول بده به من
من هم قول دادم ...
شونه هام تحمل کشیدن همچین دردی رو نداره ٬
بار سنگینیه ٬ کمرم زیرش خم شده ٬ داره از پا درم میاره ٬
پیر شدم ! دوستان اینجا شاید برای مدت طولانی آپ نشه ٬ شاید هم اصلا آپ نشه
اگر دیگه ننوشتم ٬
اگه دیگه برنگشتم ازتون میخوام که اگر من زمانی چیزی گفتم که ناراحتتون کردم من رو ببخشید ٬ هر کسی از من دلخوری داره منو ببخشه .. ممنونم
این لیریک رو تقدیم می کنم به عشقم ٬ امید دارم که جایی بهتر از اینجا باشه ٬ این شعر رو خیلی دوست داشت ٬ امیدوارم روانش از من شاد باشه
Tears in heaven
Would you know my name
If I saw you in heaven
Would it be the same
If I saw you in heaven
I must be strong and carry on
Cos I know I don't belong
Here in heaven
اگه توی بهشت ببینمت منو می شناسی؟
اگه توی بهشت ببینمت همه چیز مثل قبل می شه؟
من باید قوی باشم و ادامه بدم
چونکه می دونم جای من اینجا توی بهشت نیست
Would you hold my hand
If I saw you in heaven
Would you help me stand
If I saw you in heaven
I'll find my way
Through night and day
Cos I know I just can't stay
Here in heaven
اگه توی بهشت ببینمت دستم رو می گیری؟
اگه توی بهشت ببینمت کمکم می کنی تا بایستم؟
میون شب و روز راهم رو پیدا می کنم
چونکه می دونم نمی تونم اینجا توی بهشت بمونم
Time can bring you down
Time can bend your knees
Time can break your heart
Have you begging please, begging please
زمان می تونه خسته ات کنه
می تونه از به زانو درت بیاره
می تونه دلت رو بشکنه
و کاری کنه که به التماس بی افتی
Beyond the door
There's peace I'm sure
And I know there'll be no more
Tears in heaven
مطمئنم که اونطرف در، آرامشی هست
و می دونم که توی بهشت دیگه هیچ اشکی ریخته نمی شه
دوستان زندگی خیلی کوتاهه و ارزش این رو نداره که با جنگ و درگیری٬خشونت و بی رحمی و نفرت بگذره ٬
پس برای عشق ٬ صلح ٬ دوستی و آزادی
بدرود
I THINK,,... THEREFORE I'M AN ATHEIST
به نام آزادی
چه ازش خوشتون بیاد و چه بدتون بیاد اون یکی از بزرگترین ستاره های راکه ٬ با این که ۱۴ سال از مرگش میگذره یکی از مرده های ثروتمند به حساب میاد !!
آه ٬ چه بی مقدمه شروع کردم ٬ اصلا من درباره کی حرف میزنم ؟ ها ؟ کی ؟
نه اشتباه کردی اون نیست ٬ کی ؟ نه اونم نیست !! نزدیک شدی !! یه راهنمایی!!
کسی که با موسیقیش در اوایل دهه ۹۰ ذائقه ها رو عوض کرد٬ترش متال رو به گ ا داد. آره خودشه .. میخواستی با این همه راهنمایی نفهمی ؟ خودشه IQ !!
کرت دونالد کوبین ٬ رهبر و بنیان گذار گروه نیروانا
خیلی ها میگند اون در زمینه موسیقی هیچ سوادی نداشت ٬ من میگم کسی که بتونه با موسیقیش تاثیر بگذاره با سواده ٬ این کاره س ٬ یکی با موسیقیش شادت میکنه ٬ به رقصت میاره ٬ یکی غمگینت میکنه ٬ یکی خشمگینت میکنه ٬ یکی هم مثل نیروانا افسردت میکنه ٬ پس به این نتیجه میرسیم که کرت کارش رو بلد بوده ٬ البته قبول دارم آدم احمق یا شایدم به قول خودش آدم شادی بوده ٬
شاد از اون نظر نه ها ٬ از همون نظر
اول مشخصات اش رو میگذارم بعد ترجمه دوتا از لیریک هاش رو.
نام : کرت دونالد کوبین
متولد: ۲۰ فوریه ۱۹۶۷ ٬ هاکوآم ٬ واشنگتن دی سی
مرگ: به دلیل خودکشی (شاتگان رو گذاشت زیر گلوش و مغز خودش رو به سقف جسبوند) ۵ اپریل ۱۹۹۴
محل مرگ : سیاتل٬ واشنگتن دی سی
تمایل جنسی : کرت به قولی B i s e x u l بود یعنی هم به جنس مخالف تمایل داشت و هم به همجنس خودش ٬ نگفتم g a y ها !! پشتش حرف در نیارید الکی ٬ این ۲تا با هم زمین تا آسمون فرق داره٬ میشه گفت همجنس خواه هم بوده
سبک و گروه های تاثیر گذار : دیگه خودتون میدونید٬ حال ندارم بنویسم
پدرش : دان کوبین (تعمیرکار اتومبیل)
مادرش: وندی فردن بورگ کوبین اوکانر (پیشخدمت)
همسرش:کرتنی لاو (موزشن)
فرزندش: فرانسیس بین کوبین
خلاصه بگم کرت نیروانا رو ساخت در سبک گرانج و با چند تا آلبوم که آلبوم Nevermind سال ۹۱ گرمی گرفت و شد یکی از بهترین آلبوم های این سبک تا الان
کرت افسردگی ماژور داشت ٬
مواد مصرفیش هم اینا بود : هروئین ٬ ماری جوآنا ٬ الکل به مقدار لازم
سال ۱۹۹۲ از هروئین اوردوز کرد تا یه بار دیگه هم چند ماه قبل از مرگش تو ایتالیا اور زد که تحت درمان قرار گرفت تا اینکه خودش رو فرستاد اون ور ٬ بعدش هم سپردنش دست کالبد شکاف که حسابی سلاخیش کنه که بفهمند قبل مرگش مواد زده بود یا نه !!
DUMB
I'm not like them..But I can pretend
The sun is gone..But I have a light
The day is done..But I'm having fun
I think I'm dumb..or maybe just happy
Think I'm just happy..my heart is broke
But I have some glue..help me inhale
And mend it with you..We'll float around
And hang out on clouds..Then we'll come down
And I have a hangover...Have a hangover
Skin the sun..Fall asleep
Wish away..The soul is cheap
Lesson learned..Wish me luck
Soothe the burn..Wake me up
احمق
من مثل اونا نیستم..اما میتونم وانمود کنم که هستم
خورشید رفته..ولی من نور دارم
روز تموم شده..اما هنوز سرگرمی دارم
فکر کنم یه احمقم..یا شاید خوشحال
آره شایدم یه نمه خوشحال
قلبم شکسته..ولی من کمی چسب دارم
کمک کن تا نفس بکشم..و انو با تو راش بندازم
تا یه چرخی دور و بر بزنیم
از ابرها آویزون میشیم..و میایم پایین
و در هوا معلق میشم
آفتاب میگیریم..می خوابیم
آرزو میکنیم..با روحی پست
درسمان را فراگرفتیم..برام آرزوی موفقیت کن
مرهمی برای زخمم باش و بیدارم کن
Lithium
I'm so happy
Cause today I found my friends
They're in my head
I'm so ugly
But that's OK, 'cause so are you
We've broke our mirrors
Sunday morning
Is everyday for all I care
And I'm not scared
Light my candles
In a daze 'cause I’ve found god
Yeah
I'm so lonely and
That's OK, I shaved my head
And I'm not sad
And just maybe
I'm to blame for all I’ve heard
And I'm not sure
I'm so excited
I can't wait to meet you there
And I don’t' care
I'm so horny but
That's OK, my will is good
Yeah
I like it
I'm not gonna crack
I miss you
I'm not gonna crack
I love you
I'm not gonna crack
I killed you
I'm not gonna crack
لیتیوم
امروز خیلی خوشحالم
چون دوستام رو پیدا کردم
توی خیالم هستند
من خیلی زشتم
اشکالی نداره چون تو هم زشتی
ما آینه هامون رو شکستیم !
صبح های یکشنبه روزهایی اند
که من بهشون اهمیت میدم
اصلا هم وحشت نکردم
شمع ها رو روشن کن
چون امروز خدا را پیدا کردم
من خیلی تنهام
چه اشکالی داره .. موهام رو از ته میتراشم
و غمگین هم نیستم
فقط شاید به خاطر اون چیزهایی
که شنیدم سرزنش بشم
اما مطمئن نیستم
خیلی آشفته ام
وبی صبرانه در انتظار دیدنت
اهمیتی هم نمی دم
خیلی هم شهوتی ام ولی بیخیال
آینده خوبی دارم
دوستش دارم
اما صداشو در نمی یارم
دلم برات تنگ شده
چیزی نمی گم
عاشقتم
چیزی به روم نمیارم
تو رو کشتم
صداشو در نمی یارم
دوستان این هم کتاب هایی که درباره کرت نوشته شده :
Never Fade Away: The Kurt Cobain Story, 1994, BY: Dave Thompson
Kurt Cobain, 1995/1996, BY: Christopher Sandford
Kurt Cobain & Courtney Love: In Their Own Words, 1996, BY: Nick Wise
Cobain, 1997, BY: Rolling Stone
Who Killed Kurt Cobain? The Mysterious Death of an Icon, 1998/1999, BY: Ian Halperin and Max Wallace
Heavier Than Heaven: A Biography of Kurt Cobain, 2001, BY: Charles R. Cross
Love & Death: The Murder of Kurt Cobain, 2004, BY: Max Wallace and Ian Halperin
به نام مقدس آزادی
درود بر دوستان
همونطور که میدونید قرار بود دیروز ساعت ۵ بعد از ظهر در بلوار کشاورز تجمعی اعتراض آمیز برگزار بشه که نشد ولی در آخر به درگیری نیرو های امنیتی و لباس شخصی با مردم انجامید.
من دیروز اونجا بودم ٬ و کتک خوردن مردم رو دیدم ٬ اون چیزی که الان نقل می کنم فقط اون چیزهای هست که دیدم نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر ٬ شاید اتفاقات دیگه ای هم افتاده باشه که من ندیده باشم٬ من فقط اون چیزی رو که با چشم های خودم دیدم مینویسم.
ساعت حدود ۴:۴۵ دقیقه بود که من وارد بلوار کشاورز شدم ٬ اولین چیزی که به چشم میخورد تعداد زیادی از مامور های پلیس بود در کنار ماشین های پر تعداد گشت ارشاد و کلاغ سیاه ها یا همون فاطی کماندو ها ٬با کمی دقت متوجه تعداد بیشماری از لباس شخصی ها با بیسیم و باتوم های سبز رنگ شدم.کلا نیروهای امنیتی دیروز رو میشه به سه دسته تقسیم کرد :
۱.نیروی انتظامی با لباس فرم در کنار ماشین های پرتعداد گشت ارشاد همراه با کلاغ سیاه ها یا همون فاطی کماندو ها
۲. مامور های نیروی انتظامی که با لباس شخصی بودند با بیسیم و باتوم های سبز رنگ.
۳.نیروی های بسیجی ٬ حزب اللهی ٬ یا همون گروه فشار که از ریختشون معلوم بود و تابلو بودند که برای درگیری اومدند.
در واقع دیروز هیچ تجمع و تظاهراتی رخ نداد.از ابتدای بلوار کشاورز یعنی از طرف خیابان کارگر به طرف میدان ولیعصر نیروهای لباس شخصی در روی چمن های بلوار به صورت دسته های ۸ تا ۱۰ نفری
مستقر شده بودند.
تقریبا از ساعت ۵ بود که شروع کردم به قدم زدن در اطراف بلوار٬ سر خیابان حجاب که رسیدم متوجه چند نفری از لباس شخصی ها شدم که دور یه پیکان تاکسی با خط آبی جمع شده بودند و داشتند از صندوق عقب ماشین آبمیوه برمی داشتند از کنارشون که رد شدم چشمم به تعداد زیادی باتوم افتاد که داخل صندوق عقب ماشین کنار جعبه آبمیوه ها بود.
ساعت حدود ۶:۲۵ بود که رسیدم جلوی پارک لاله ٬ تصمیم گرفتم برگردم چون خبری نبود٬ رسیدم به خیابون کارگر چند دقیقه ای استراحت کردم تا این که متوجه شدم همه دارند به داخل پارک می دوند٬ صدای یکی از بسیجی ها رو شنیدم که گفت : حاجی بریم درگیری شروع شد
سریع خودم رو میان جمع رسوندم دوتا پسر حدودا ۲۰ ساله داشتند بدجور کتک میخوردند ٬ یکیشون رو ندیدم چون برده بودنش ٬ دومی موهای تقریبا بلندی داشت ٬ یکی از حزب اللهی ها به طرف جلو پرتش کرد و یکی دیگشون موهای پسر رو با دست گرفت و کشید در همین حین همشون با باتوم بهش حمله کردند ٬ میتونم بگم هرکس اونجا باتوم تو دستش داشت چند ضربه خیلی محکم به کمر و پای پسره زد.
در حالی که مادر پسره جیغ می کشید و پدرش فریاد می زد ٬ حدس میزنم که پدرش بود ٬ پیرهن آبی خودش رو زد بالا و جای ترکش ها و بخیه های تنش رو نشون داد و گفت :
من ۲ سال برای این مملکت جنگیدم ..
یکی از لباس شخصی ها که سنش شاید از ۲۵ سال تجاوز نمی کرد گفت :کردی که کردی گمشو اون ور
جالب این جاست که همراه خودشون اورژانس و بهیار آورده بودند.اون ور خیابون یکی از امدادی ها داشت به پیرمردی که احتمالا حالش بد شده بود کمک میکرد. متوجه مردی حدودا ۳۵ ساله شدم که خون روی چهره اش رو پر کرده بود ٬ معلوم نبود با چی زده بودنش ٬ همسرش دست شوهرش رو محکم چسبیده بود و جیغ می کشید و میخواست مانع از بردن شوهرش توسط مامور ها بشه که موفق نشد. پسری که با موبایلش مشغول فیلمبرداری بود به شدت کتک خورد و موبایلش رو ازش گرفتند.
تا قبل از درگیری کاملا مشخص بود که دسته سومی که نام بردم که شامل انصار حزب الله ٬ بسیجی ها و پاسدارهای لباس شخصی بودند از اتفاق نیوفتادن درگیری خیلی ناراحت بودند چون معلوم بود که خیلی دوست داشتند مردم رو بزنند.
توی هیچ جای دنیا شما نمی بینید که نیروی نظامی و انتظامی یه کشور برای سرکوب مردمش لباس شخصی بپوشند و برند داخل مردم و بزننشون٬ حداقل گروه های فشار و حزب الله و بسیجی از لباس پوشیدنشون تابلو اند. پیراهن های روی شلوارشون و ریش و پشمشون داد میزنه که چیکاره اند ولی لباس شخصی های نیروی انتظامی رو فقط از باتوم های توی دستشون می شد شناخت.
متاسفم برای خودم
متاسفم برای این مردم
متاسفم ٬ حتی برای اون کسایی که مردم رو وحشیانه می زدند ٬
چون روزی نوبت ما می رسه ٬
روز داوری ما هم دور نیست.
بنام آنکه ارزش زندگی را میداند
درود بر دوستان
اومدم با یه مطلب توپ .. خیلی دوست داشتم این مطلب رو در وبلاگ قبلیم که فیلتر شد قرار بدم ولی خب نشد. این پست مربوط به یکی از آهنگهای بسیار زیبای گروه بزرگ مگادث به نام COUNTDOWN TO EXTINCTION از آلبومی با همین نام که در سال ۱۹۹۲ به بازار اومد هست. آلبومی بسیار تاثیر گذار با روح واقعی متال که میشه گفت هر یک از آهنگها با وسواس بسیار زیادی ساخته و ضبط شده و به عقیده من جزء یکی از برترین ها و بهترین آلبوم های تاریخ متال هست.مخصوصا لیریک های دیو ماستین که پشتش فکر خوابیده و معمولا چرند و پرند نمی نویسه ..
در حال حاضر در گروه مگادث هیچ یک از اعضای قبلی مثل نیک منزا و مارتی فریدمن یا دیو الفسن نیستند و فقط ماستین هست و سه نفر دیگه که از سال ۲۰۰۴ عضو گروه هستند. اما در اون زمان گروه شکل تثبیت شده ای پیدا کرده بود.
دیو ماستین : ریتم و لید گیتار و خواننده
دیوید الفسن : بیس گیتار و بک وکال
مارتی فردمن : لید و ریتم گیتار
نیک منزا : درامر و بک وکال
ایده این آهنگ زمانی شکل گرفت که نیک منزا در سال ۱۹۹۱ مشغول خواندن روزنامه Time بود متوجه مطلبی در مورد شکار وحشیانه حیوانات شد. اما این گونه ایی دیگر از شکار بود. وحشیانه تر و بیرحمانه تر بود. در این مقاله اشاره شده بود به شکار حیوانات کمیاب ٬ انسان های پستی که نمی دونند پول زیاد خودشون رو چه جوری خرج کنند برای خالی کردن عقده های درونی خودشون به حیوانات بی پناه حمله می کنند.
روش این شکار بدین صورت هست که یه نفر پول زیادی میده و یه حیوان کمیاب رو میخره ٬ حیوان در قفس و در گرسنگی به سر میبره و بعد از تزریق یک داروی گیج کننده در دشت یا صحرا رها میشه و شکارچی با خیال راحت به دنبالش راه می افته چون میدونه حیوان بیچاره تحت تاثیر دارو راه زیادی رو نمی تونه طی کنه ٬ بعد از چند ساعت شکارچی با لاشه بی جان حیوان عکس میگیره و احساس مرد بودن میکنه ٬ بعد پوست یا شاخ یا دندان حیوان رو به عنوان یادگاری بر میداره٬ نمونه بارز این جور احمق های عوضی جیمز هتفیلد هست که اگه دقت کرده باشید در مستند Some Kind Of Monster با افتخار عکس های شکار خودش رو به دوستانش نشون میده و به شکارچی بودن خودش افتخار میکنه ٬ حتی صحنه های شکار خودش رو در مستند دیگه ای به اسم یک سال و نیم با متالیکا به نمایش میگذاره٬
این آهنگ اشاره ایی زیبا به آدمهای احمقی از این دست داره که حیوانات رو چند متر جلو تر از قفس هدف قرار میدند و بعد با افتخار میگند که ما این حیوانات کمیاب و شاید خطرناک رو شکار کردیم!!!
این آهنگ از طرف یکی از انجمن های طرفدار و حمایت از حقوق حیوانات پخش شد. همچنین برنده ی جایزه Genesis Award در همون سال شد.
COUNTDOWN TO EXTINCTION
(DAVE MUSTAINE/NICK MENZA/DAVID ELLEFSON/MARTY FRIEDMAN)
ENDANGERED SPECIES CAGED IN FRIGHT
SHOT IN COLD BLOOD, NO CHANCE TO FIGHT
THE STAGE IS SET, NOW PAY THE PRICE
AN EGO BOOST, DON'T THINK TWICE
TECHNOLOGY, THE BATTLE'S UNFAIR
YOU PULL THE HAMMER WITHOUT A CARE
SQUEEZE THE TRIGGER THAT MAKES YOU MAN
PSEUDO-SAFARI, THE HUNT IS CANNED
THE HUNT IS CANNED
CHORUS
ALL ARE GONE, ALL BUT ONE
NO CONTEST, NOWHERE TO RUN
NO MORE LEFT, ONLY ONE
THIS IS IT, THISIS THE COUNTDOWN TO EXTINCTION
TELL THE TRUTH, YOU WOULDN'T DARE
THE SKIN AND TROPHY OH SO RARE
SILENCE SPEAKS LOUDER THAN WORDS
IGNORE THE GUILT AND TAKE YOUR TURN
LIARS ANAGRAM IS "LAIRS"
MAN YOU WERE NEVER EVEN THERE
KILLED A FEW FEET FROM THE CAGES
POINT BLANK, YOU'RE SO COURAGEOUS
SO COURAGEOUS
CHORUS
ONE HOUR FROM NOW
ANOTHER SPECIES OF LIFE FORM
WILL DSIAPPEAR OFF THE FACE OF THE PLANET FOREVER
AND THE RATE IS ACCELERATING
CHORUS
(SPOKEN)
شمارش معکوس تا نابودی
(دیو ماستین/نیک منزا/دیوید الفسن/مارتی فردمن)
گونه های به خطر افتاده..با ترسی در قفس
گلوله ایی در خون سرد و لخته شده..شانسی برای مبارزه نیست
صحنه(شکار) آماده شده .. پولش رو بده
بالا رفتن ارزش هایی انسانی..فکرش رو هم نکن
تکنولوژی٬ جنگ نابرابر
بی اهمیت چکشت را می کوبی
ماشه رو می کشی که ازت یه مرد بسازه
طبیعت گرای دروغی .. شکاری که از قبل در دام بوده
شکاری به دام افتاده
همه رفتند٬ همه جز یکی
رقابتی نیست٬ جایی برای فرار نیست
کسی نیست٬ فقط یکی
این شمارش معکوس تا نابودیه
راستشو بگو ٬ تو جرئتش رو نداشتی
پوست و یادگاری شکار ٬ آره خیلی نایابه
سکوت بلند تر از کلمات سخن می گوید
بی خیال گناه٬ کار خودتو بکن
دروغگوها ! دروغ را هم تحریف می کنند
هی مرد ! تو حتی اونجا هم نبودی
(حیوان)کشته شده در چند قدمی قفس
(شلیک) از فاصله خیلی نزدیک .. پسر تو چقدر شجاعی !!!!!!
( همسرایی )
(دکلمه)
از الان تا یه ساعت دیگه
گونه ی دیگه ای از زندگی
از صفحه ی روزگار محو خواهد شد
تا همیشه... و سرعت این حرکت رو به افزایش است
پیشنهاد می کنم که این آهنگ رو در هنگام خواندن متن گوش کنید ٬ ریتم بسیار زیبا و لیریک زیرکانه و کنایه آمیز ٬ هارمونی گیتارها در پایان آهنگ ٬ سولو و تنظیمات دیگه خلاقیت و استعداد این گروه رو به رخ بقیه گروه ها می کشه.
باشد كه هر كه جان دارد از رنج رهايي يابد.
بودا
GOD IS A PUNK
اوایل سال ۷۹ بود و من در پانک راک غوطه ور بودم؛ یادمه یه نوار از یه دوست آنارشیست گرفتم که توش آهنگی داشت با نام گا ئیدن که چی ؟ با کیفیت پایینی که داشت روزی ۵۰ دفعه گوش میدادمش ؛ تا اینکه نسخه ی باز نوازی شده این آهنگ رو توسط متالیکا شنیدم و از حق هم نگذریم فوق العاده بازنوازی کردند و یه جورایی از جون مایه گذاشتند. همه چیز عالیه و صدای جیمز هم که هنوز بوی الکل میداده محشره.
این آهنگ ساخته یک گروه انگلیش پانک راک به نام Anti - Nowhere League هست که در آلبوم سال ۱۹۸۲ به بازار اومد و متالیکا در ۱۹۹۰ بازنوازیش کرد.
اصولا گروه های پانک بد دهنند. این اثر بارها از سراسر انگلستان جمع آوری شد و بارها هم دهن این گروه سرویس شد. اما پانک ؛ پانکه دیگه ! زیر بار زور نمیره !
به نظر من درسته که در این شعر از واژه هایی موهن استفاده شده ولی این دلیل نمیشه که توهین آمیز باشه؛ در این شعر نفر اول با ادعا میگه که من این کارا رو کردم و نفر دوم میگه خب کردی که کردی کسی اهمیت نمیده ! به فلانم !
So f u c k ing what
Well I've been to Hastings
I've been to Brighton
I've been to Eastbourne too
So what
So what
And I've been here
I've been there
I've been every fu cking where
So what
So what
So what, so what, you boring little cu nt
Who cares
Who cares what you do
Yeah who cares,
Who cares about you, you, you, you, you
Well I've fu cked a queen
I've fu cked fu ck
I've even sucked an old man's cock
So what
So what
And I've fu cked a sheep
I've fu cked a goat
I rammed my cock right down it's throat
So what
So what
So what, so what, you boring little fu ck
Who cares
Who cares what you do
And who cares
Who cares about you, you, you, you, you
And I've drunk that
I've drunk this
I've spewed up on a pint of piss
So what
So what
I've had scank
I've have speed
I've jacked up until I bleed
So what
So what
So what, so what, you boring little cu nt
Who cares
Who cares what you do
Yeah who cares
Who cares about you, you, you, you, you
I've had crabs
I've had lice
I've had the clap and that ain't nice
So what
So what
I've fu cked this
I've fu cked that
I've even fu cked a school girl's twat
So what
So what
So what, so what you boring little fu ck
Who cares
Who cares what you do
And who cares
Who cares about you, you, you, you, you, you
So fu cking what
Yeah
گا ئیدن که چی ؟
خب من در هستینگز بودم
و همچنین تو برایتن و ایستبرن
خب که چی ؟ که چی
من اینجا بودم
من اونجا بودم
من همه جاهای تخمی بودم
خب که چی ؟ که چی؟ تو از یک کس کوچک زاده شدی
چه کسی اهمیت میده؟ چه کسی اهمیت میده که چیکار میکنی
چه کسی به تو اهمیت میده؟ چه کسی به تو اهمیت میده تو تو تو
من ملکه رو گا ئیدم
گا ئیدن رو هم گا ئیدم
من حتی کیر یه پیرمرد ساک زدم
خب که چی؟ که چی
من یه گوسفند رو گا ئیدم
یه بز رو هم گا ئیدم
من کیرم رو تا زیر گلوش جا کردم
که چی که چی
تو فقط از یک آمیزش جنسی کوچک زاده شدی
چه کسی اهمیت میده؟ چه کسی اهمیت میده که چیکار میکنی
چه کسی به تو اهمیت میده؟ چه کسی به تو اهمیت میده تو تو تو
من با اون مست شدم
من با این مست شدم
من یه بطری رو با شاشم پر کردم
که چی که چی
من (؟) داشتم
سرعتمم خیلی بالا بود
اونقدر تپوندم که به خونریزی افتادم
که چی که چی
خب که چی ؟ که چی؟ تو از یک کس کوچک زاده شدی
چه کسی اهمیت میده؟ چه کسی اهمیت میده که چیکار میکنی
چه کسی به تو اهمیت میده؟ چه کسی به تو اهمیت میده تو تو تو
من چند تا جونه ور داشتم
چند تا شپش هم داشتم
من سوزاک داشتم که خیلی ناخوشایند بود
که چی که چی
من این رو گا ئیدم
من اون رو گا ئیدم
من حتی یه دختر مدرسه ایی رو هم گا ئیدم
که چی که چی
تو فقط از یک آمیزش جنسی کوچک زاده شدی
چه کسی اهمیت میده؟ چه کسی اهمیت میده که چیکار میکنی
چه کسی به تو اهمیت میده؟ چه کسی به تو اهمیت میده تو تو تو تو
خب گا ئیدن که چی؟ .. ..
آره
به نام آزادی
این پست بررسی آهنگ
Time ؛ ترک چهارم آلبوم ماندگار The Dark Side Of The Moon از گروه همیشه جاوید پینک فلوید که در سال ۱۹۷۳ به بازار اومد هست.این بررسی شامل دو بخشهکه بخش اول توسط خودم نوشته و ویرایش شده و بخش دوم توسط دوست خوبم رومیتای عزیز که درک خوبی از معانی و مفاهیم پینک فلوید داره ترجمه شده است
البته باید بگم بخش اول خیلی زیاد بود و به دلیل اینکه تصمیم گرفتم ترجمه آهنگ هم باشه خلاصش کردم. لطفا هنگام خوندن مطالب آهنگ رو پخش کنید
اولین چیزی که توی این آهنگ شنیده میشه صداییه مثل وزیدن باد و پس از اون صدای چرخ دنده های ساعت هست که بر روی هم حرکت می کنن و لحظه ایی پس از اون شنونده با صدای بلند زنگهای ساعت مواجه میشه اونم نه یکی بلکه صدای زنگ چندین ساعت مختلف که همزمان به صدا در میاد و پس از اون صدای ساز بیس که با ضرب آهنگ خاصی وارد میشه و حس گذشتن ثانیه ها رو به مخاطب تحمیل میکنه و در میان این صدا ها با کمی دقت می تونید صدای تپش قلبی رو بشنوید. به نظر میاد پینک فلوید میخواد در همین ابتدای کار مفهوم این آهنگ رو به ضمیر ناخودآگاه فرد برسونه و صد البته موفق میشه
در ثانیه ۰:۵۳ گیتار وارد میشه و همزمان با اون پیانوی الکتریک شروع به فضا سازی میکنه و همین طور درامز با مهارت هر چه تمامتر نواخته میشه و دو ساز گیتار الکتریک و دارمز آهنگ رو به خوبی به جلو هدایت می کنند
تا این لحظه شنونده احساس سردرگمی داره ولی در ۲:۲۹ گیلمور خواندن اولین پارگراف رو آغاز میکنه و آهنگ با کمک گرفتن از دارمز حالت ریتمیک به خودش میگیره و شنونده متوجه نظمی که بر خلاف شروع آهنگ هست میشه.آهنگ با کسر میزان ۴/۴ و در گام فادیز مینور ادامه پیدا میکنه
در این قسمت ریتم گیتار با تبحر خاصی نواخته میشه؛ گیلمور با ظرافت و دقت؛ تکنیکی با نام دد نت (کشتن نت با دست چپ)رو در ریتم استفاده میکنه همین طور گیتار الکتریک دوم پس از پایان هر جمله در پارگراف اول جواب آواز رو میده که این حاکی از ضبط چند لایه و وسواسی در این آهنگ هست
در ۲:۵۸ آهنگ و در پارگراف دوم بک وکالهايی بصورت کانتاتی به صدای دیوید اضافه میشوند و در ۳:۲۹ سولوی گیتار الکتریک آغاز میشه و در همین زمان فضا سازی توسط دیگر سازها به دقت انجام میگیره و نوازنده گیتار در گام فادیز مینور شروع به نواختن سولو میکنه بر خلاف اینکه دیوید تنها از تکنیک های رایج گیتار الکتریک مثل تکنیک بندینگ و همرآن پول آف و همچنین تکنیکی به نام رک استفاده میکنه سولویی به واقع زیبا و درخور آهنگ به شنونده هدیه میده. در ۴:۵۴ ثانیه سولو تموم میشه و خواننده پارگراف سوم رو میخونه و در آغاز پارگراف چهارم به علاوه بر بک وکال ها یک تکخوان سوپرانو پارتهایی کوتاه و زیبای آوازی رو میخونه
در ۵:۵۳ ثانیه اتفاق اساسی در این آهنگ رخ میده و با عوض شدن تونالیته حال و هوای آهنگ هم عوض میشه و یه جورایی بر میگرده به ترک دوم آلبوم آهنگ
Breathe و آهنگ با ترانه ایی متفاوت پایان می پذیرهساز بیس در این آهنگ نقشی بسیار کلیدی ایفا میکنه؛ ما شاهد بیس لاین هایی هستیم بسیار زیبا و سکوتهای به موقع که با زیرکی هر چه تمامتر نوشته و نواخته میشود
Ticking away the moments that make up a dull day
You fritter and waste the hours in an offhand way
Kicking around on a piece of ground in your home town
Waiting for someone or something to show you the way
ثانیه هایی رو که روزت رو به یه روز خسته کننده تبدیل میکنه از زندگی حذف کن؛ آره چون در این صورت ساعتهای با ارزش زندگیت رو هدر میدی؛ یه گوشه از محله تون وایمیستی و با پاهات به زمین رو می کنی (کاری که بچه ها برای گذروندن وقت انجام میدند) و در انتظار کسی یا چیزی هستی که راه رو بهت نشون بده
Tired of lying in the sunshine staying home to watch the rain
You are young and life is long and there is time to kill today
And then one day you find ten years have got behind you
No one told you when to run, you missed the starting gun
دیگه از دراز کشیدن زیر نور آفتاب ( حمام آفتاب گرفتن ) خسته شدی و خونه میمونی تا بتونی بارونی که بیرون میباره رو تماشا کنی( این هم یه نوع وقت گذروندنه) خب تو جوانی و زندگی طولانی به نظرت می رسه و فکر میکنی حالا حالاها وقت داری که ثانیه های امروز رو بکشی؛ اما روزی به خودت میای و میفهمی که ۱۰ سال رو پشت سر گذاشتی و کسی بهت نگفته که حرکت کنی و متوجه شلیک شروع هم نشدی و حالا هم عقب موندی ( معمولا هنگام شروع مسابقه یه نفر تیری شلیک میکنه که نشانه شروع مسابقه است
So you run and you run to catch up with the sun but it's sinking
Racing around to come up behind you again
The sun is the same in a relative way but you're older
Shorter of breath and one day closer to death
حالا هر چقدر که می دوی نمی تونی به خورشید برسی و این غیر ممکنه و خورشید دوباره از پشتت در میاد و طلوع میکنه؛ خورشید توی این مدت تغییری نکرده ولی این تویی که پیر شدی و هر روز که میگذره سخت تر نفس میکشی و یه روز به مرگ نزدیک تر میشی
Every year is getting shorter never seem to find the time
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation is the English way
The time is gone, the song is over
Thought I'd something more to say
هر سال کوتاهتر میشه و تو دیگه اون وقت قبلی رو نداری (همون وقتی رو که تو جوونی هدر میدادی) چه نقشه هایی داشتی و هیچ کدومشون عملی نشد؛ گذروندن زمان در سکوتی نامید کننده یه روش انگلیسیه (کاری که پیر مردها و پیرزنهای انگلیسی تا فرا رسیدن مرگ میکنند) حالا دیگه زمان گذشته و شعر هم به پایان رسیده ولی من هنوز چیز بیشتری براگفتن دارم
Home, home again
I like to be here when I can
When I come home cold and tired
It's good to warm my bones beside the fire
Far away across the field
The tolling of the iron bell
Calls the faithful to their knees
To hear the softly spoken magic spells
خونه؛ دوباره خونه ؛دوست دارم وقتی که میخوام دوباره اونجا باشم؛ تا وقتی که میرسم و سردمه و خسته ام نزدیک آتیش بشینم و خودم رو گرم کنم؛ اون دور دست ها وسط کشتزار جایی که وقتی صدای ناقوس آهنین شنیده میشه مومنان رو برای به زانو در آمدن فرا میخونه تا بتونند اون کلمات دلنشین و جادویی رو بشنوند
با سپاس از رومیتا بابت ترجمه
بنام آزادی
آذر ماه سال ۸۴ بود٬ که از حوالی ميدون هفت تير رد می شدم صحنه دردناکی ديدم که من رو ياد روزهای تحصيلی خودم در دوره راهنمايی انداخت. ترسيدم ؛ به معنای واقعی ترسيدم.
مثل هميشه راه خودم رو گرفته بودم و می رفتم در حالی که آهنگی از آيرون ميدن رو زير لب زمزمه می کردم٬
يه تيکه از ليريک يادم رفته بود و داشتم با خودم کلنجار می رفتم که يادم بياد يا حداقل کلماتی شبيه اون چيزی که بروس می خوند رو جايگزينش کنم .. از کنار در مدرسه ايی رد شدم؛ در مدرسه باز بود و حياط مدرسه ديده می شد من هم که بدجور تشنم بود رفتم تو مدرسه و دم آبخوری که آب بخورم؛
هنوز چند قطره ايی بيشتر آب نخورده بودم که سر وصدايی از پشت سرم شنيدم؛ چند متر اون ور تر بچه ها جمع شده بودند و وسطشون مردی که حدود ۴۰ سالش بود قرار داشت از خط کش چوبی توی دستش فهميدم که ناظم مدرسه هست.
از اين خوشحال بودم که اون خطکشهای آهنی ؛ اون شلنگهای ضخيم و اون سيمهای مفتوليه ده سال پيش تبديل به يه خطکش چوبی شده و حداقل يه تغيير کوچکی توی اين زمان بوجود اومده
کمی بيشتر دقت کردم؛ ناظم دست پسر بچه رو گرفته بود می گفت : اين دفعه که تنبيه بشی می فهمی که هر وقت در مدرسه باز بود سرتو نندازی مثل گاو از مدرسه بری بيرون؛ بگير دستت رو ؛ بگير بالا
اولين ضربه ؛ دومين ضربه ؛ انتظار داشتم سومين ضربه به گريه بيفته ولی نه انگار سخت تر از اين حرفا بود. دوباره ياد خودم افتادم.انگار ۱۰ ٬ ۱۲ سال به عقب برگشتم. منم تو مدرسه شکنجه شدم چه روحی چه فيزيکی ؛ اطمينان دارم که تنها من نبودم.
اين اولين مطلب تقريبا شخصيه که من تو اين وبلاگ مينويسم از شکنجه ها و دردها.
برف روی حياط مدرسه نشسته بود و همه بچه ها خوشحال بودند چون ممکن بود فرداش تعطيل شه
امير در گوشه ايی از حياط نشسته بود و به بچه هايی نگاه می کرد که برف بازی می کردند.ناگهان گوله برفی محکم به صورتش خورد. از عصبانيت به سمت کسی که اون گوله رو پرتاب کرده بود رفت و به ديوار کوبيدش و گفت : مادر **** يه بار ديگه از اين شوخيا با من بکنی(....)
در همين حين ناظم که شاهد ماجرا بود سر می رسه ؛
ناظم رو به دوتا پسر : شما دوتا چه گهی دارين می خورين اونجا
به زحمت از هم جداشون می کنه رو به امير می گه: من به تو نگفتم موهاتو کوتاه کن ؟ برين وايسين جلو دفتر تا بيام تکليف تون رو مشخص کنم
هنوز چند قدمی از ناظم دور نشده بودن که ناظم دوباره امير رو صدا ميزنه
ناظم: برگرد اين جا ببينمت
امير : بله آقا
ناظم: اين آشغالا چيه به سرت ماليدی ؛ بيا اين جا
ناظم در حالی که گردن امير رو محکم فشار ميده اونو به سمت شيرهای آب حياط می کشونه و در راه با خطکش فلزيش چند بار به پاش می کوبه شير آب رو باز می کنه و سر پسرک رو می گيره زير آب سرد بعد از چند دقيقه که حتی لباسهای امير هم خيس شده ميفرستتش جلوی دفتر.
بعد از يک ساعت ناظم اومد و رو به دو دانش آموز گفت : چرا دعوا می کردين ؟
پسری که گوله برف پرت کرده بود با ترس گفت: آقا به خدا برف بازی می کرديم ؛ يه شوخی بود
امير همون طور ساکت مونده بود؛
ناظم گفت : برف بازی می کنين هان ؟ الان يه برف بازی نشونتون بدم ؛ زود باشين کفشاتون رو در بيارين
ناظم رو به نوچش{ يکی از چاپلوسهای دور و برش} می کنه و ميگه : برو اون بيلچه توی دفتر منو بيار
نوچه رو به ناظم : آقا اجازه آورديم چيکار کنيم حالا ؟
ناظم به نوچه : کفشای اين دوتا رو بر ميداری توش برف می ريزی مياری اينجا.....شما دو تا هم جوراب ها تونو در بيارين
چند دقيقه بعد نوچه با کفش های اون دو تا بر ميگرده در حالی که توی کفش ها پر از برفه
ناظم به دوتا دانش آموز می گه : حالا اين کفش هارو می پوشين و دور حياط اونقدر کلاغ پر می رين که برف توی کفشاتون آب بشه تا بفهمين برف بازی چه کيفی می ده.
ناظم ميره توی دفترش و با استکان چای که تو دستشه از پنجره بيرون رو نگاه می کنه تا نظاره گر درد کشیدن اون دو تا پسر باشه
امير لنگان لنگان در حالی که پاهاش باد کرده و اصلا حسشون نمی کنه ؛ در حالی که دستانش قرمز و ورم کرده ست به طرف خونه ميره٬
کنار در مدرسه امور تربيتی يا همون دبير دينی می بينتش و ميگه : هی پسر کجا داری ميری الان زنگ خونه نيست زنگه نمازه ٬
اما امير فقط درد رو حس می کنه نه چيز ديگه ايی بدون توجه به حرف دبير دينی به راهش ادامه ميده و هنوز صدای دبير رو ميشنوه که داره می گه :
فردا تو دفتر مدير می بينمت ؛ زنگ نماز فرار می کنی ؟
معلم ليست اسامی دانش آموزان رو نگاه می کنه و ميگه : امير{ نام فاميلی }بيا پای تخته درس جواب بده
امير در حالی که تو تب داره می سوزه با نگرانی از جاش بلند ميشه ميره پای تخته.
معلم : درس خواندی يا نه ؟ اگر نه وقت منو تلف نکن برو بتمرگ سر جات
امير : آقا اجازه ؛ مريض بوديم نتونستيم
معلم حرف امير رو قطع می کنه و ميگه : خفه شو برو گمشو بشين همتون همينو می گين.
امير که در حال نشستن با تمسخر بچه خرخوان کلاس مواجه می شه کنترلش رو از دست می ده و با مشت به صورت اون پسر ميزنه و با خونی که از دماغ اون پسر بزمين ريخته می شه آروم ميگيره
معلم که از تعجب وامونده از جاش بلند ميشه و گوش امير رو محکم می گيره و می پيچونه؛ در کلاس رو باز می کنه و اون رو از پله ها به پايين پرت می کنه و ميگه
برو وايسا جلو دفتر مدير ؛ هنوز کار ديروزت رو فراموش نکردم
امير کوچک به مدت يک هفته از مدرسه اخراج شد
****************
توی همين خيالات بودم که با صدای يه آقايی به خودم اومدم که به من می گفت :
آقای محترم کاری داريد اين جا ؟
منم زود خودم رو جمع و جور کردم و گفتم : نه ؛ تشنه بودم اومدم اينجا آب بخورم٬ ممنون
در حالی که از مدرسه بيرون می اومدم نگاهی به ناظم انداختم که داشت اون پسر بچه رو با خودش به داخل ساختمان مدرسه می برد.
اون موقع تنها آهنگی که می تونستم بخوانم اين ها بود :
THE HAPPIEST DAYS OF OUR LIVES
When we grew up and went to school
There were certain teachers who would
Hurt the children anyway they could
By pouring their dirision
Upon anything we did
Exposing every weakness
However carefully hidden by the kids
But in the town it was well known
When they got home at night, their fat and
Psychopathic wives would thrash them
Within inches of their lives
Another brick in the wall
We don't need no education
We don't need no thought control
No dark sarcasm in the classroom
Teacher, leave those kids alone
Hey, Teacher, leave those kids alone
All in all it's just another brick in the wall
All in all you're just another brick in the wall
We don't need no education
We don't need no thought control
No dark sarcasm in the classroom
Teachers, leave those kids alone
Hey, Teacher, leave those kids alone
All in all you're just another brick in the wall
All in all you're just another brick in the wall
............
AC/DC
این گروه شایسته ستایشه. یک راک اند رول واقعی و تاثیر گذار با ریتم ها و ریفهایی که معلوم نیست از کجا بهشون وحی میشه البته میشه حدس زد که از خود لوسیفر و به طور مستقیم از جهنم. وقتی لیریکساشونو می خونم فکرمی کنم خود شخص شیطان اینارو نوشته من با گروه های راک و متال غیر آمریکایی و انگلیسی حال نمی کنم یعنی حـقـیقـتش اینه که گروه کار درست و موزیک دان توشون نمی بینم روح راک اند رول انگلیسی آمریکاییه ولی این یک گروه استرالیاییه خب یه جورایی بـیـریتـیـشه دیگه.این گروه درسال ۱۹۷۳ در سیدنی استرالیا تشکیل شد مالکوم یانگ از گروه ولوت آندرگرند جدا شد و به همراه برادرش آنگس یانگ این گروه رو تاسیس کرد اون زمان آنگس پانزده سال داشت و اولین بار با لباس مدرسه می ره رو استیج این میشه که این لباس از اون به بعد میشه لباس مخصوص اون برای کنسرت حتی تا الان اونا به ملبورن میرن و در اون جا با یه بیسیت و دارامر آشنا میشن خواننده اونها بن اسکات که در اصل راننده ماشین گروه بوده در ۱۹۸۰ از مصرف زیاد الکل شهید میشه این زمانیه که گروه چند تا آلبوم توپ هم داده بوده گروه برایان جانسون رو جایگزین می کنه و آلبوم زیبای back in black رو میده تو بازار که ده میلیون از اون به فروش میره گروه سالهای بعد آلبومهای دیگه هم به بازارمیده و بعدش هم تور پشت تور

Hells bells
Im a rolling thunder, a pouring rain
Im comin on like a hurricane
My lightnings flashing across the sky
Youre only young but youre gonna die
I wont take no prisoners, wont spare no lives
Nobodys putting up a fight
I got my bell, Im gonna take you to hell
Im gonna get you, satan get you
Chorus:
Hells bells
Yeah, hells bells
You got me ringing hells bells
My temperatures high, hells bells
Ill give you black sensations up and down your spine
If youre into evil youre a friend of mine
See my white light flashing as I split the night
cause if gods on the left, then Im stickin to the right
I wont take no prisoners, wont spare no lives
Nobodys puttin up a fight
I got my bell, Im gonna take you to hell
Im gonna get you, satan get you
Chorus
Yeow
Hells bells, satans comin to you
Hells bells, hes ringing them now
Hells bells, the temperatures high
Hells bells, across the sky
Hells bells, theyre takin you down
Hells bells, theyre draggin you around
Hells bells, gonna split the night
Hells bells, theres no way to fight, yeah
من یک تـنـدر غلتانم و یه باران سیل آسام
همانند یک طوفان میام
نورم وسط آسمان می درخشه
تو جوون هستی ولی باید بمیری
من هیچ اسیری نمی گیرم و از جون هیچکس نمی گذرم
هیچکس فرصت جنگیدن پیدا نمی کنه
همراه با ناقوسم به جهنم می برمت
من میگیرمت شیطان میگیرتت
ناقوس های جهنم
آره ناقوسهای جهنم
تو باعث میشی که به صدا دربیارم ناقوسهای جهنم رو
با حرارتی بالا ناقوسهای جهنم
بهت احساس سیاهی میدم که از بالا و پایین ستون فقراتت حسش کنی
اگر کمی هم شرور باشی دوست منی
نور سفید منو ببین که میدرخشه و شب رو می شکافه
اگر خدا در چپ قرار بگیره ٬ من به سمت راست می رم
هیچ اسیری نمی گیرم و از جون هیچکس نمی گذرم
هیچکس فرصت جنگیدن پیدا نمی کنه
همراه با ناقوسم به جهنم می برمت
من میگیرمت شیطان میگیرتت
ناقوسهای جهنم: شیطان به سراغت می یاد
ناقوسهای جهنم: اون به صدا درشون میاره
ناقوسهای جهنم: با حرارتی بالا
ناقوسهای جهنم: اونها به پایین می کشنت
ناقوسهای جهنم: به هر سو می کشنت
ناقوسهای جهنم: راهی برای جنگ نیست
به یاد خدای راک "اند" رول
درود بر همگی
بیوگرافی هندریکس رو در سالروز مرگش در اون یکی وبم گذاشته بودم که در اینجا می گذارمش. ما همه یه جورایی بهش مدیونیم. منظور از ما همه٬ گیتاریست های راک اند رول و حتی بلوز٬
به خودم گفتم که یه بیوگرافی مختصر ولی بی نقص از جیمی بگذارم برا همین به چند تا سایت معتبر و درست حسابی سر زدم و مخصوصا در مورد مرگ جیمی خیلی تحقیق کردم چون روایات مختلفی از مرگ این نابغه هست و مجبور شدم برای ترجمه ی یک متن فرانسوی که درباره مرگ جیمی بود سری به یک دوست قدیمی بزنم تا برام ترجمش کنه

جیمز مارشال هندریکس در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۲ در ایالت سیاتل آمریکا به دنیا اومد.اولین گیتار جیمی یه گیتار دست دوم داغون به قیمت ۵ دلار بود که در ۱۵ سالگی بدست آورد. جیمی برا یادگیری نوازندگی استادی نداشت و خودش استاد خودش بود. او نوازندگی رو با دنبال کردن تکنیک های نوازندگان بلوز مانند بی بی کینگ و چاک بری و مادی واترز و رابرت جانسون فراگرفت.دراواخر دهه ۵۰ میلادی جیمی اولین گروه خودش رو با نام :
rocking kings
تشکیل داد. ولی از بخت بدش به ارتش فرا خوانده شد و در هنگ چتر بازان مشغول میشه در مورد سربازی جیمی هندریکس که نیمه تمام ماند دو نظریه کاملا متفاوت وجود داره
اول اینکه پای جیمی در اثر یک سقوط آزاد ناموفق شکست و به همین دلیل از خدمت معاف شد
و نظریه دوم اینکه جیمی تونست دکتر ارتش رو متقاعد کنه که همجنس خواه هست و به یکی از هم اتاقی هاش علاقه مند شده به این صورت بود که جیمی از خدمت در میره
نکته : دکتر ارتش رو چه جوری متقاعد کرده خدا داند
بعد از اون جیمی دوباره فعالیت های خودش رو در غالب نوازنده و آهنگساز ادامه داد و در این میان با افرادی مثل تینا ترنر و لیتل ریچارد به همکاری پرداخت در اون زمان یک گیتار فندر استروکستر خوش دست از دوستش هدیه گرفت جیمی اولین کسی بود که استفاده از فیدبک رو بصورت حرفه ایی در سبک راک باب کرد و همچنین اولین کسی بود که از پدال واه در یکی از آهنگهاش استفاده کرد.
هندریکس با بداهه نوازی هایی که انجام میداد تماشاچیان رو سحر میکرد و برای همین لقب جادوگر رو بهش دادند در این زمان جیمی در کافه بار ها و کلوپ های شبانه بلوز مینواخت که مورد توجه یکی از شرکتهای موسیقی قرار گرفت و اونها یک درامر دیوانه بنام میچی میچل که دارای قدرت نوازندگی بالایی بود به او معرفی کردند وچیزی نگذشت که یک بیسیت به نام نوئل ردرینگ بهشون پیوست
اون ها کار بر روی اولین آلبوم خودشون رو شروع کردند این در حالی بود که جیمی و میچی میچل بصورت علنی به اعتیاد رو آوردند اولین آلبوم گروه در سال ۱۹۶۷ با نام
Are You Experienced
وارد بازار شد که خیلی ها رو متعجب کرد و خیلی ها از این آلبوم خط گرفتند و هنوز که هنوز جزو بهترین های راک هست در یکی از تورهای این آلبوم در سال ۱۹۶۸ جیمی دست به کار عجیبی زد
جیمی رو به مردم کرد و گفت:
ممنونم و میخوام که بدونید که من میخواستم که روحتون رو بدزدم ولی نمی تونم پس بجاش بهترین چیزی که دارم رو براتون قربانی میکنم و این تنها کاریه که میتونم انجام بدم
پس از گفتن این جمله جیمی گیتارش رو به زمین انداخت و به آتش کشید و بعد از این کار خردش کرد و تکه هاش رو به میان تماشاچیان انداخت جیمی اولین کسی بود که در تاریخ سازش رو شکست این کار بعد ها در کنسرت های راک و متال توسط نوازندگان مورد تقلید قرار گرفت.
در سالهای بعد جیمی دو آلبوم منسجم دیگر با نامهای
AXIS BOLD AS LOVE
و
ELECTRIC LADYLAND
رو وارد بازار کرد که با استقبال عمومی مواجه شد و در سال ۱۹۶۹ جیمی در کنسرت بزرگ سه روز با صلح و موسیقی در وودستاک شرکت کرد. در این سالها دیگه جیمی نه تنها در کل آمریکا بلکه در تمامی اروپا طرفدار داشت. جیمی گروه دیگری در این زمان تشکیل داد با نام
BAND OF GYPSYS
و آلبومی هم با این نام به بازار اومد به نظر می اومد که موفقیت های جیمی پایانی ندارد اما زمانی که جیمی دوباره با میچی میچل به همکاری پرداخت زمان کوتاهی بود اون ها به دلیل فستیوال ها و اجراهای متعدد نمی تونستند بر روی آلبوم جدید خودشون کار کنند تا این که جیمی در ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۰ در لندن رستگار شد
همونطور که گفتم مرگ جیمی حرف و حدیث زیاد داره ولی در حقیقت جیمی بر اثر خفگی به دلیل بلعیدن استفراغش پس از مسمومیت با مخدری به نام باربیتورات اتفاق افتاد.
آخرین جمله مکتوب از جیمی هندریکس: تا پلک بزنی زندگی به پایان میرسد
بنام آزادی
درود
این پست مربوط میشه به یک گروه انگلیش پانک دهه هفتادی به نام سکس پیستولز این گروه در دهه هفتاد تشکیل شد اعضای اصلی و مهم گروه عبارتند از
Johnny Rotten ـ وکالز ـ متولد ۱۹۵۶ لندن ـ معتاد به هرویین
Steve Jones ـ گیتاریست ـ متولد ۱۹۵۵ لندن ـ معتاد به هرویین
Sid Vicious ـ بیس گیتار ـ متولد ۱۹۵۷ لندن ـ متهم به کشتن دوست دخترش نانسی اسپنگن در سال ۱۹۷۸ ـ مرگ در سال ۱۹۷۹ بر اثر استفاده بیش از حد از هرویین. معتاد به الکل و هرویین
Glen Matlock ـ بیس گیتار ـ متولد ۱۹۵۶ لندن ـ معتاد به هرویین و ماری جوآنا
بعد از مشخص شدن آرمان های پانک ها هیچ کس به یک گروه پانک سالن یا اتاق برای تمرین اجاره نمی داد از این رو اونها تا مدتی در زمین های متروک ورزشی و گاراژها و داخل تونل های مترو تمرین میکردند و حتی کنسرت میدادند. از نظر موسیقیایی دارای آهنگ های کوتاه و بدون سولو گیتار بودند البته بعضی آهنگها دارای سولویی بسیار ساده و کوتاه بود.
استیو جونز گیتاریست گروه میگه : من تکنوازی بلد نیستم چون از این کار متنفرم
در اوایل دهه هفتاد زمینه برای بوجود آمدن پانک ها فراهم شده بود و سکس پیستولز پرچمدار جنبش پانک در انگلستان بود. شعار اونها مشهور نبودن و مشهور نشدن بود به همین خاطر من تصمیم گرفتم عکسی از اعضای گروه در وبلاگ قرار ندم
اونها با انتشار آهنگ هرج و مرج در انگلستان آرمان های پانک ها رو به رخ دولتمردان انگلیسی و مخصوصا ملکه کشیدند فروشگاهها آثار این گروه رو نفروختند و ایستگاهای رادیویی پخش آهنگهای این گروه رو تحریم کردند حالا دیگه س ک س پیستولز در انگلستان منفورترین گروه بود و این برای یک گروه پانک یک ارزش به حساب میومد
زنده باد طغیان: زنده باد آزادی: زنده باد پانک: زنده باد سکس پیستولز
این پست رو تقدیم می کنم به تمامی ضد سیستم های ایران و مخصوصا تهران. به اونهایی که یه ضد حکومت تمام عیار هستند و خودشون هم خبر ندارند و به تمام مردمی که در یک شب ۳۳ پمپ بنزین به آتش کشیدند.
Anarchy for the u.k
Right ! now ! ha ha ha ha ha
I am an antichrist
I am an anarchist
Dont know what I want but
I know how to get it
I wanna destroy posser by cos i
I wanna be anarchy
No dogs body
Anarchy for the u.k its coming sometime and maybe
I give a wrong time stop a trafic line
Your future dream is a shopping scheme cos i
I wanna be anarchy
In the city
How many ways to get what you want
I use the best I use the rest
I use the enemy I use anarchy cos i
I wanna be anarchy
The only way to be
Is this the m.p.l.a
Or is this the u.d.a
Or is this the i.r.a
I thought it was the u.k or just
Another fuckin country
Another cunt like tendencies
I wanna be an anarchist
Oh what a name
Get pissed destroy
شورش برای انگلستان ( بریتانیا
)همین حالا
من یک ضد مسیح هستم
من یک ضد سیستمم
نمی دونم چی میخوام ولی
میدونم چه جوری به دستش بیارم
میخوام که به هر رهگذری صدمه بزنم
چون من میخوام یه ضد حکومت باشم نه یه تن لش
شورش برای بریتانیا
شاید یه زمانی بوجود بیاد
من زمان رو اشتباه میگم
چراغ راهنمایی رو از کارمیندازم
رویای آیندت طرحی برای بازاریابیه
چون که میخوام یه ضد حکومت باشم
در این شهر
چقدر راه برای رسیدن به خواسته ات وجود داره ؟
من از بهترین استفاده میکنم
من از ساده ترین استفاده میکنم
من از دشمن استفاده می کنم
من از مخالفت و سرکشی استفاده میکنم
چون میخوام یک ضد سیستم باشم
به نظر میاد این تنها راه بودنه !!
این پلیس لس آنجلسه ؟
این نیروی دفاع ایرلند شمالیه ؟
این ارتش جمهوری ایرلنده ؟
من فکر کردم بریتانیاست
یا یه کشور گائیده شده ی دیگه
یا یه کس شعر دیگه
چون میخوام یک ضد سیستم باشم
وای چه اسمی
به کثافت کشیده شده رو نابودش کن