تبليغاتX
ROCK'EM ALL - TIME
موسیقی راک "اند" رول ، هوی متال و ترش متال ، پانک راک ، پروگرسیو و سایکلدیک راک ،
                                           

                                                    به نام آزادی

  • درود به همگی
  • بهتره این پست رو آف بخونید
.

این پست بررسی آهنگ

 Time  ؛ ترک چهارم آلبوم ماندگار The Dark Side Of The Moon از گروه همیشه جاوید پینک فلوید که در سال ۱۹۷۳ به بازار اومد هست.این بررسی شامل دو بخشه
  • بخش اول: بررسی موسیقیایی و شنیداری
  • بخش دوم: ترجمه و شرح ترانه

که بخش اول توسط خودم نوشته و ویرایش شده و بخش دوم توسط دوست خوبم رومیتای عزیز که درک خوبی از معانی و مفاهیم پینک فلوید داره ترجمه شده است

البته باید بگم بخش اول خیلی زیاد بود و به دلیل اینکه تصمیم گرفتم ترجمه آهنگ هم باشه خلاصش کردم. لطفا هنگام خوندن مطالب آهنگ رو پخش کنید

اولین چیزی که توی این آهنگ شنیده میشه صداییه مثل وزیدن باد و پس از اون صدای چرخ دنده های ساعت هست که بر روی هم حرکت می کنن و لحظه ایی پس از اون شنونده با صدای بلند زنگهای ساعت مواجه میشه اونم نه یکی بلکه صدای زنگ چندین ساعت مختلف که همزمان به صدا در میاد و پس از اون صدای ساز بیس که با ضرب آهنگ خاصی وارد میشه و حس گذشتن ثانیه ها رو به مخاطب تحمیل میکنه و در میان این صدا ها با کمی دقت می تونید صدای تپش قلبی رو بشنوید. به نظر میاد پینک فلوید میخواد در همین ابتدای کار مفهوم این آهنگ رو به ضمیر ناخودآگاه فرد برسونه و صد البته موفق میشه

در ثانیه ۰:۵۳ گیتار وارد میشه و همزمان با اون پیانوی الکتریک شروع به فضا سازی میکنه و همین طور درامز با مهارت هر چه تمامتر نواخته میشه و دو ساز گیتار الکتریک و دارمز آهنگ رو به خوبی به جلو هدایت می کنند

تا این لحظه شنونده احساس سردرگمی داره ولی در ۲:۲۹ گیلمور خواندن اولین پارگراف رو آغاز میکنه و آهنگ با کمک گرفتن از دارمز حالت ریتمیک به خودش میگیره و شنونده متوجه نظمی که بر خلاف شروع آهنگ هست میشه.آهنگ با کسر میزان ۴/۴ و در گام فادیز مینور ادامه پیدا میکنه

در این قسمت ریتم گیتار با تبحر خاصی نواخته میشه؛ گیلمور با ظرافت و دقت؛ تکنیکی با نام دد نت (کشتن نت با دست چپ)رو در ریتم استفاده میکنه همین طور گیتار الکتریک دوم پس از پایان هر جمله در پارگراف اول جواب آواز رو میده که این حاکی از ضبط چند لایه و وسواسی در این آهنگ هست

در ۲:۵۸ آهنگ و در پارگراف دوم بک وکالهايی بصورت کانتاتی به صدای دیوید اضافه میشوند و در ۳:۲۹ سولوی گیتار الکتریک آغاز میشه و در همین زمان فضا سازی توسط دیگر سازها به دقت انجام میگیره و نوازنده گیتار در گام فادیز مینور شروع به نواختن سولو میکنه بر خلاف اینکه دیوید تنها از تکنیک های رایج گیتار الکتریک مثل تکنیک بندینگ و همرآن پول آف و همچنین تکنیکی به نام رک استفاده میکنه سولویی به واقع زیبا و درخور آهنگ به شنونده هدیه میده. در ۴:۵۴ ثانیه سولو تموم میشه و خواننده پارگراف سوم رو میخونه و در آغاز پارگراف چهارم به علاوه بر بک وکال ها یک تکخوان سوپرانو پارتهایی کوتاه و زیبای آوازی رو میخونه

در ۵:۵۳ ثانیه اتفاق اساسی در این آهنگ رخ میده و با عوض شدن تونالیته حال و هوای آهنگ هم عوض میشه و یه جورایی بر میگرده به ترک دوم آلبوم آهنگ

Breathe و آهنگ با ترانه ایی متفاوت پایان می پذیره

ساز بیس در این آهنگ نقشی بسیار کلیدی ایفا میکنه؛ ما شاهد بیس لاین هایی هستیم بسیار زیبا و سکوتهای به موقع که با زیرکی هر چه تمامتر نوشته و نواخته میشود

  • بخش دوم ترجمه و شرح ترانه

Ticking away the moments that make up a dull day
You fritter and waste the hours in an offhand way
Kicking around on a piece of ground in your home town
Waiting for someone or something to show you the way

ثانیه هایی رو که روزت رو به یه روز خسته کننده تبدیل میکنه از زندگی حذف کن؛ آره چون در این صورت ساعتهای با ارزش زندگیت رو هدر میدی؛ یه گوشه از محله تون وایمیستی و با پاهات به زمین رو می کنی (کاری که بچه ها برای گذروندن وقت انجام میدند) و در انتظار کسی یا چیزی هستی که راه رو بهت نشون بده

Tired of lying in the sunshine staying home to watch the rain
You are young and life is long and there is time to kill today
And then one day you find ten years have got behind you
No one told you when to run, you missed the starting gun

دیگه از دراز کشیدن زیر نور آفتاب ( حمام آفتاب گرفتن ) خسته شدی و خونه میمونی تا بتونی بارونی که بیرون میباره رو تماشا کنی( این هم یه نوع وقت گذروندنه) خب تو جوانی و زندگی طولانی به نظرت می رسه و فکر میکنی حالا حالاها وقت داری که ثانیه های امروز رو بکشی؛ اما روزی به خودت میای و میفهمی که ۱۰ سال رو پشت سر گذاشتی و کسی بهت نگفته که حرکت کنی و متوجه شلیک شروع هم نشدی و حالا هم عقب موندی ( معمولا هنگام شروع مسابقه یه نفر تیری شلیک میکنه که نشانه شروع مسابقه است

So you run and you run to catch up with the sun but it's sinking
Racing around to come up behind you again
The sun is the same in a relative way but you're older
Shorter of breath and one day closer to death

حالا هر چقدر که می دوی نمی تونی به خورشید برسی و این غیر ممکنه و خورشید دوباره از پشتت در میاد و طلوع میکنه؛ خورشید توی این مدت تغییری نکرده ولی این تویی که پیر شدی و هر روز که میگذره سخت تر نفس میکشی و یه روز به مرگ نزدیک تر میشی

Every year is getting shorter never seem to find the time
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation is the English way
The time is gone, the song is over
Thought I'd something more to say

هر سال کوتاهتر میشه و تو دیگه اون وقت قبلی رو نداری (همون وقتی رو که تو جوونی هدر میدادی) چه نقشه هایی داشتی و هیچ کدومشون عملی نشد؛ گذروندن زمان در سکوتی نامید کننده یه روش انگلیسیه (کاری که پیر مردها و پیرزنهای انگلیسی تا فرا رسیدن مرگ میکنند) حالا دیگه زمان گذشته و شعر هم به پایان رسیده ولی من هنوز چیز بیشتری براگفتن دارم

 

Home, home again
I like to be here when I can
When I come home cold and tired
It's good to warm my bones beside the fire
Far away across the field
The tolling of the iron bell
Calls the faithful to their knees
To hear the softly spoken magic spells

خونه؛ دوباره خونه ؛دوست دارم وقتی که میخوام دوباره اونجا باشم؛ تا وقتی که میرسم و سردمه و خسته ام نزدیک آتیش بشینم و خودم رو گرم کنم؛ اون دور دست ها وسط کشتزار جایی که وقتی صدای ناقوس آهنین شنیده میشه مومنان رو برای به زانو در آمدن فرا میخونه تا بتونند اون کلمات دلنشین و جادویی رو بشنوند

                                                        با سپاس از رومیتا بابت ترجمه       

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:55  توسط واگنر  |