تبليغاتX
ROCK'EM ALL - درگیری نیروهای حکومتی با مردم در پارک لاله تهران جمعه 7/4/87
موسیقی راک "اند" رول ، هوی متال و ترش متال ، پانک راک ، پروگرسیو و سایکلدیک راک ،
 

                                                  به نام مقدس آزادی

درود بر دوستان

همونطور که میدونید قرار بود دیروز ساعت ۵ بعد از ظهر در بلوار کشاورز تجمعی اعتراض آمیز برگزار بشه که نشد ولی در آخر به درگیری نیرو های امنیتی و لباس شخصی با مردم انجامید. 
من دیروز اونجا بودم ٬ و کتک خوردن مردم رو دیدم ٬ اون چیزی که الان نقل می کنم فقط اون چیزهای هست که دیدم نه چیزی کمتر و نه چیزی بیشتر ٬ شاید اتفاقات دیگه ای هم افتاده باشه که من ندیده باشم٬ من فقط اون چیزی رو که با چشم های خودم دیدم مینویسم.

ساعت حدود ۴:۴۵ دقیقه بود که من وارد بلوار کشاورز شدم ٬ اولین چیزی که به چشم میخورد تعداد زیادی از مامور های پلیس بود در کنار ماشین های پر تعداد گشت ارشاد و کلاغ سیاه ها یا همون فاطی کماندو ها ٬با کمی دقت متوجه تعداد بیشماری از لباس شخصی ها با بیسیم و باتوم های سبز رنگ شدم.کلا نیروهای امنیتی دیروز رو میشه به سه دسته تقسیم کرد :

۱.نیروی انتظامی با لباس فرم در کنار ماشین های پرتعداد گشت ارشاد همراه با کلاغ سیاه ها یا همون فاطی کماندو ها

۲. مامور های نیروی انتظامی که با لباس شخصی بودند با بیسیم و باتوم های سبز رنگ.

۳.نیروی های بسیجی ٬ حزب اللهی ٬ یا همون گروه فشار که از ریختشون معلوم بود و تابلو بودند که برای درگیری اومدند.

در واقع دیروز هیچ تجمع و تظاهراتی رخ نداد.از ابتدای بلوار کشاورز یعنی از طرف خیابان کارگر به طرف میدان ولیعصر نیروهای لباس شخصی در روی چمن های بلوار به صورت دسته های ۸ تا ۱۰ نفری
مستقر شده بودند.

تقریبا از ساعت ۵ بود که شروع کردم به قدم زدن در اطراف بلوار٬ سر خیابان حجاب که رسیدم متوجه چند نفری از لباس شخصی ها شدم که دور یه پیکان تاکسی با خط آبی جمع شده بودند و داشتند از صندوق عقب ماشین آبمیوه برمی داشتند از کنارشون که رد شدم چشمم به تعداد زیادی باتوم افتاد که داخل صندوق عقب ماشین کنار جعبه آبمیوه ها بود.

ساعت حدود ۶:۲۵ بود که رسیدم جلوی پارک لاله ٬ تصمیم گرفتم برگردم چون خبری نبود٬ رسیدم به خیابون کارگر چند دقیقه ای استراحت کردم تا این که متوجه شدم همه دارند به داخل پارک می دوند٬ صدای یکی از بسیجی ها رو شنیدم که گفت : حاجی بریم درگیری شروع شد

سریع خودم رو میان جمع رسوندم دوتا پسر حدودا ۲۰ ساله داشتند بدجور کتک میخوردند ٬ یکیشون رو ندیدم چون برده بودنش ٬ دومی موهای تقریبا بلندی داشت ٬ یکی از حزب اللهی ها به طرف جلو پرتش کرد و یکی دیگشون موهای پسر رو با دست گرفت و کشید در همین حین همشون با باتوم بهش حمله کردند ٬ میتونم بگم هرکس اونجا باتوم تو دستش داشت چند ضربه خیلی محکم به کمر و پای پسره زد.
در حالی که مادر پسره جیغ می کشید و پدرش فریاد می زد ٬ حدس میزنم که پدرش بود ٬ پیرهن آبی خودش رو زد بالا و جای ترکش ها و بخیه های تنش رو نشون داد و گفت :

 من ۲ سال برای این مملکت جنگیدم ..

یکی از لباس شخصی ها که سنش شاید از ۲۵ سال تجاوز نمی کرد گفت :کردی که کردی گمشو اون ور

جالب این جاست که همراه خودشون اورژانس و بهیار آورده بودند.اون ور خیابون یکی از امدادی ها داشت به پیرمردی که احتمالا حالش بد شده بود کمک میکرد. متوجه مردی حدودا ۳۵ ساله شدم که خون روی چهره اش رو پر کرده بود ٬ معلوم نبود با چی زده بودنش ٬ همسرش دست شوهرش رو محکم چسبیده بود و جیغ می کشید و میخواست مانع از بردن شوهرش توسط مامور ها بشه که موفق نشد. پسری که با موبایلش مشغول فیلمبرداری بود به شدت کتک خورد و موبایلش رو ازش گرفتند.

تا قبل از درگیری کاملا مشخص بود که دسته سومی که نام بردم که شامل انصار حزب الله ٬ بسیجی ها و پاسدارهای لباس شخصی بودند از اتفاق نیوفتادن درگیری خیلی ناراحت بودند چون معلوم بود که خیلی دوست داشتند مردم رو بزنند.

توی هیچ جای دنیا شما نمی بینید که نیروی نظامی و انتظامی یه کشور برای سرکوب مردمش لباس شخصی بپوشند و برند داخل مردم و بزننشون٬ حداقل گروه های فشار و حزب الله و بسیجی از لباس پوشیدنشون تابلو اند. پیراهن های روی شلوارشون و ریش و پشمشون داد میزنه که چیکاره اند ولی لباس شخصی های نیروی انتظامی رو فقط از باتوم های توی دستشون می شد شناخت.

متاسفم برای خودم 
متاسفم برای این مردم
متاسفم ٬ حتی برای اون کسایی که مردم رو وحشیانه می زدند ٬
چون روزی نوبت ما می رسه ٬
روز داوری ما هم دور نیست. 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 11:27  توسط واگنر